کتابخوانی در ترافیک جاده نجف به کربلا

معتقدم اشیا نیز قسمت و نصیبی دارند، مثل ما انسانها.
مثلا آن بسته های مدادرنگی که از بین چندین قفسه مدادرنگی برداشتمشان، قسمتشان این بود که در این مسیر بشوند برای کودک زائری از ایران، عراق، افغانستان، پاکستان، ترکیه و … بقیه مسیر را با صاحب جدیدشان طی کنند و هرکدام بروند یک کشور و خانه جدید.
قسمت این کتاب هم این بود که لحظات آخر بستن چمدان که چشمم بین کتابهای کتابخانه ام میچرخید و دنبال یک کتاب کم حجم برای آوردن به کربلا بودم، ببینمش و بگذارم داخل چمدان و حالا در ترافیک جاده نجف تا کربلا، بخوانمش؛ زندگی جانباز شهید حسین شایسته فر

نائب الزیاره شهدا باشیم؛ شهدای صدر اسلام تا امروز؛ هرآن کس که برای برپایی حکم خدا در زمین، خون خود را فدا کرد؛
در هرکجای این کره خاکی، با هر نژاد و ملیت