یه بنده خدایی میگفت: “شوهرم میره میدون میوه، کلی خرید میکنه چون روش نمیشه کمتر از یک کیلو میوه بخره!!! بعد که خراب میشن، به من میگه تو نمیتونی مدیریت کنی خونه رو!”
امیدوارم گرونی ها باعث بشه یکسری رفتارهای غلط ما ایرانی ها، بهبود پیدا کنه
یه بنده خدایی میگفت: “شوهرم میره میدون میوه، کلی خرید میکنه چون روش نمیشه کمتر از یک کیلو میوه بخره!!! بعد که خراب میشن، به من میگه تو نمیتونی مدیریت کنی خونه رو!”
امیدوارم گرونی ها باعث بشه یکسری رفتارهای غلط ما ایرانی ها، بهبود پیدا کنه
صحنهی اول:
محمولهی رسیده ازگمرک در کشور توزیع میشود. محصولات الکترونیکی و دیجیتال تولید کشورهای چشم بادامی!
صحنهی دوم:
تهران. مغازه یا پاساژ موبایلفروشی.
شخصی در حال گردش و دیدن محصولات و برندهای مختلف و انتخاب جنس مورد علاقهاش.
خرید یک عدد موبایل “سامسونگ” که سیستم عامل “اندروید” بر روی آن نصب است.
صحنهی سوم:
همان شخص؛ منزل.
برای نصب نرمافزارهای جدید و کاربردی سیستم عامل گوشی، وارد “مارکت” میشود ولی مارکت بخاطر آیپی ایران و بودن در خاک ایران اجازهی دانلود هیچ محصولی را نمیدهد!
صحنهی چهارم:
همان شخص، چند ماه بعد. منزل
برای آپدیت گوشی وارد سایت سامسونگ میشود ولی او از ایران آمده است و لیاقت دریافت پشتیبانی را ازبابت محصولی که هزینه آن را پرداخت کرده ندارد!
با این اوضاع سوال اینجاست که آیا شرکتهای سامسونگ و سونی لیاقت فروش محصولات خود با وجود مشتریهای فراوان در ایران را دارند ؟
چهار روز پیش یه ایمیل برام آمد از پشتیبانی شرکتی که ازش هاست خریده بودم و نوشته بود که سرور خارجی همه دامنه های آی آر را تحریم کرده و بسته و از آن روز وبلاگ به ملکوت اعلی رفت تا امروز صبح که چون دیشب کلا سرورش را عوض کردم، دوباره زنده شد.
این چند روز که وبلاگی وجود نداشت، احساس مادری را داشتم که از بچه اش دورش کردن و هیچ خبری ازش نداره. دلشوره داشتم و احساس میکردم یه چیزی گم کردم و باید پیداش کنم تا آروم بگیرم.
خلاصه امروز صبح که ده دقیقه بعد از بیدار شدن! وبلاگ را چک کردم و دیدم بالاست و روپا آمده، خیالم راحت شد و دوست داشتم مثل یه مادر، “وادی” را بغل کنم و بهش بگم :”کجا بودی عزیزم؟ فکر نکردی من نگرانت میشم؟ دیگه بدون خبر، از پیشم نرو”
… وابستگی های حقیقی مون کم بود، وابستگی مجازی هم بهشون اضافه شده. خدا به دادمان برسه.
راستی فرق بین وابستگی و دلبستگی، چیه؟