چهار روز پیش یه ایمیل برام آمد از پشتیبانی شرکتی که ازش هاست خریده بودم و نوشته بود که سرور خارجی همه دامنه های آی آر را تحریم کرده و بسته و از آن روز وبلاگ به ملکوت اعلی رفت تا امروز صبح که چون دیشب کلا سرورش را عوض کردم، دوباره زنده شد.
این چند روز که وبلاگی وجود نداشت، احساس مادری را داشتم که از بچه اش دورش کردن و هیچ خبری ازش نداره. دلشوره داشتم و احساس میکردم یه چیزی گم کردم و باید پیداش کنم تا آروم بگیرم.
خلاصه امروز صبح که ده دقیقه بعد از بیدار شدن! وبلاگ را چک کردم و دیدم بالاست و روپا آمده، خیالم راحت شد و دوست داشتم مثل یه مادر، “وادی” را بغل کنم و بهش بگم :”کجا بودی عزیزم؟ فکر نکردی من نگرانت میشم؟ دیگه بدون خبر، از پیشم نرو”
… وابستگی های حقیقی مون کم بود، وابستگی مجازی هم بهشون اضافه شده. خدا به دادمان برسه.
راستی فرق بین وابستگی و دلبستگی، چیه؟