حس حسینیههای قدیمی عجیب است؛ انگار روضههایشان حقیقیتر است. خلوص بیشتری دارند. شاید هم روحِ خستهمان از هزار غوغا و هیاهوی شهر، با روضههای بدون طبل و زنجیر و اکو آرام میگیرد؛ با سخنرانیها و روضههای کوتاه قرار میگیرد.
هرچه هست، آرامشی که در حسینیهها و خانههای قدیمی به جانم میریزد نابتر و زلالتر هستند.
اینجا حسینیه سادات اخوی است. درست میان کوچهپسکوچههای تهران قدیم؛ محله عودلاجان و امامزاده یحیی.
دویست سال است اینجا روضه اهلبیت پیامبر خوانده میشود؛ دویست سال است عزاداران اینجا حسین حسین میکنند؛ توشه میگیرند.
دوستان آدرس متروییاش را پرسیدند؛ بروید خط دو مترو، ایستگاه بهارستان پیاده شوید. تاکسی بنشینید به سمت جنوب. بگویید عودلاجان، روبروی پمپ بنزین پیاده میشوم. کنار پمپ بنزین کوچهای است به نام برزن، بگیریدش و بیایید داخل تا انتها و بعد بپیچید به راست؛ بیایید تا صدای حسینیه به گوشتان برسد. چای و نان قندی معروفش را بخوردید و بنشینید پای منبرها و روضههای یکربعی و زیر خیمهی قدیمی اباعبدالله نفس تازه کنید. التماس دعا
