زهره کودایی‌ها

حتما خبرهای مربوط به دروازه‌بان تیم ملی بانوان را شنیده‌اید. دختر جوان ایرانی که در بازی با اردن توانست دو پنالتی را بگیرد و بعد از این جریان، تیم اردن، بخاطر چهره کمی مردانه این دختر، خواست که جنسیتش احراز شود. سیل پست‌ها و لایک‌ها در جهت حمایت از خانم کودایی براه افتاد. از کاربران ایرانی تا کاربران عرب.

این وسط یک مساله دیگر فارغ از شخص زهره کودایی مطرح میشود که جا داشت انجمن‌های حمایت از زنان به آن می‌پرداختند. آن هم توهین به همه‌ی خانم‌ها توسط فدراسیون اردن است. تیم اردن پس از باخت در برابر ایران و گرفتن دو ضربه‌ی پنالتی توسط کودایی این ادعا را مطرح کرد. میتوان اینطور نتیجه گرفت که اردنی‌ها این میزان دقت و قدرت را از یک زن بعید می‌دانند و اگر فردی بتواند چنین خوب بازی کند، قطعا مرد است نه یک زن! آیا این ده روز، انجمن‌های بین‌المللی زنان از این جهت اعتراضی به این موضوع کردند؟

با همکاران مرد، در محیط کار چگونه رفتار کنیم؟

🌸 یکی از دغدغه‌های جدی ما زنان شاغل در محیط کار، نوع تعامل‌مان با همکاران مرد است. به گونه‌ای که هم به وظایفمان در محیط کار عمل کنیم هم به عنوان یک زن مسلمان به اصول دینی پایبند باشیم و یک فعالیت اجتماعی سالم بدون اینکه آسیبی متوجه روح و روان‌مان باشد تجربه کنیم.
‌
👌 مدیر، شمائید
یادتان باشد مدیریت درست رابطه بین یک آقا و خانم به دست خانم‌هاست. واکنش‌های محجوبانه‌ی خود ما در پوشش، گفتار و رفتار است که به آقایان نشان می‌دهد تا چه اندازه اجازه دارند به حریم‌ ما نزدیک شوند. بسیاری از گفتار و رفتار راحت آقایان با همکاران خانم، از نوع برخوردهای خود ما نشات می‌گیرد.

⛔️ اسم کوچک، نه
در بعضی محیط‌های کاری همکاران خانم و آقا یکدیگر را به اسم کوچک صدا میزنند. این کار باعث صمیمیت بیش از حد می‌شود. اگر همکار آقا شما را با اسم کوچکتان صدا کرد، محترمانه و با رفتارتان به او نشان دهید که از این کار او ناراضی هستید. مثلا همان زمان، او را با اسم رسمی‌اش (آقایِ فلانی) صدا بزنید. اگر متوجه نشد و بار دیگر شما را با اسم کوچک صدا زد، مستقیما و با احترام بگوئید که این کار را درست نمی‌دانید. خجالت را کنار بگذارید و از حریم شخصی‌تان دفاع کنید.

✋️ ما انسان‌ها گاهی احتیاج به درددل کردن و صحبت با دیگران داریم. ولی همکاران مرد شما، مورد مناسبی برای درددل و شنیدن مشکلات شخصی شما نیستند. بازگو کردن مشکلات شخصی‌تان فقط موجب ورود همکار مرد به حریم خصوصی‌ شما می‌شود. حتی ممکن است در برخی موارد موجب ایجاد مزاحمت و سوءاستفاده از شما شود.

🗣 آقایان نیز مثل خانم‌ها احتیاج به بازگو کردن مشکلات و درددل دارند و گاهی درباره مشکلاتشان با همکاران خانم صحبت می‌کنند. ما خانم‌ها نیز به خاطر عاطفی بودن و حس مادرانه‌ای که داریم، ممکن است پای دردل آنها بنشینیم و فکر کنیم به آ‌ن‌ها کمک می‌کنیم. اگر در این موقعیت قرار گرفتید، به همکارتان بگوئید بهتر است به یک مشاور مراجعه کند یا با همکاران آقا که بهتر با روحیات مردانه آشنا هستند، صحبت کند. این صحبت‌ها باعث صمیمت و دخالت در امور خانگی افراد خواهد شد که گاهی تبعات خوبی ندارد.

✅ موقع صحبت کردن با آقایان، رسمی صحبت کنید. در توصیه‌های اسلامی تاکیدات زیادی به نوع صحبت کردن بین زن و مرد نامحرم شده است. این توصیه‌ها برای مصون ماندن زنان و مردان از آسیب‌های روحی و جسمی و روانی و داشتن زندگی سالم و راحت است.

این مطلب را برای ریحانه نوشته‌ام به مناسبت روز کارمند

همیشه خودمان باید بخواهیم!

نباید تصور کرد که با پیشرفت مدنیت، مقام زن هم بتدریج بالا رفته است؛ حقیقت امر این است که (در طول تاریخ) زیادتر بودن حس همکاری زن، در تغییر وضع اجتماعی او بیشتر موثر بوده تا تربیت فرهنگی مردان!

تاریخ تمدن، جلد اول

ویل دورانت

صفحه ۴۲

من یک زن خانه‌دار هستم

ناخن‌های بلند برای خودتان

انگار ما زنان خانه‌دار، ناخن بلند نداشته باشیم بهتر است؛بیشترین تلفات‌شان موقع ظرف شستن است.
آخ از زمانی که برمی‌گردد …

 

پ ن:ضمیر خودتان، نمی‌دانم دقیقا به چه کسانی برمی‌گردد

شب مادر

در کنج ایوان می‌گذارد خسته جارو را
در تشت می‌شوید دو تا جورابِ بدبو را

با دست‌های کوچکش هی چنگ پشتِ چنگ
پیراهن چرکِ برادرهای بدخو را…

قلیان و چای قندپهلو فرصت تلخی ‌ست
شیرین کند کام پدر، این مرد اخمو را

هر شب پری‌های خیالش خواب می‌بینند:
یک شاهزاده، ترک یک اسب سفید او را…

یک روز می‌آیند زن‌ها کِل‌ کشان، خندان
داماد می‌بوسد عروس گیج کم‌ رو را

یک حلقه از خورشید هم حتی درخشان ‌تر…
ای کاش مادر بود و می‌دید آن النگو را

او می‌رود با گونه‌هایی سرخ از احساس
یک زندگیِ تازه‌ ی گرم از تکاپو را …

او زندگی را سال‌های بعد می‌فهمد
دستِ بزن را و زبانِ تند بدگو را

روحش کبود از رنج و جسمش آبرودار است
وقتی که با چادر، کبودی‌های اَبرو را…

اما برای دخترش از عشق می‌گوید
از بوسه‌‌ی عاشق که با آن هرچه جادو را…

هرشب که می‌خوابند، دختر خواب می‌بیند:
یک شاهزاده، ترک یک اسب سفید او را

مژگان عباسلو

ما زن‌های متاهلِ ترسو

زمان مجردی بارها اتفاق افتاده بود که درخانه تنها بمانم؛ یادم هست زمان به دنیا آمدن خواهرزاده‌هایم مادرم خانه خواهرم رفته بود و پدرم هم مسافرت و فاصله خانه خواهرم تا خانه ما زیاد بود و من که باید هرروز دانشگاه می‌رفتم و گاها سرکار، طی کردن هر روزه این راه برایم سخت بود و برای همین چند روزی تنها در خانه ماندم؛ در خانه‌ای بزرگ و حیاط‌دار. بدون هیچ احساس ترس و وحشتی. یادم است ترسِ یکی از دوستانم که ازدواج کرده بود از تنها ماندن در خانه بعد از تاریک شدن هوا را بی‌مورد می‌دانستم و فکر میکردم خودم خیلی شجاع هستم.

ولی بعد از ازدواج انگارشجاعت‌م! کم شده؛ بعد  از تاریک شدن هوا حتی اگر ساعت شش عصر باشد، مدام به ساعت نگاه میکنم و منتظرم تا همسرم برسد، حتی از فکر تنها ماندن در شب هم می‌ترسم آن هم در خانه‌ای خیلی خیلی کوچیک‌تر از خانه پدری، خانه‌ای آپارتمانی که فقط با یک دیوار از همسایه‌ها جدا شده است وگاهی صدایشان را می‌شنوی، نه حیاطی دارد نه زیرزمینی؛ حالا شاید حالِ آن دوست قدیمی‌ام را درک می‌کنم.

دلیل‌ش شاید این باشد که انسان، مخصوصاً زن‌ها، بعد از ازدواج به همسرشان وابسته می‌شوند، یک پناهگاه پیدا می‌کنند برای مواقع ترسیدن، ناراحت و خوشحال بودن، برای همه‌ی زمان‌هایشان و وقتی نباشد، می‌ترسند، هراس پیدا می‌کنند؛ انگار دلشان قرص شده است به کسی و بودن‌ش و وقتی نباشد، ترس و اضطراب پیدا می‌کنند. شاید یکی از مصداق‌های آیه لتسکنوا الیها همین‌جا باشد

در این مواقع یاد کتاب‌هایی که از زندگی همسران شهید خوانده‌ام می‌افتم (مخصوصا دختر شینا) که آنها چه زن‌هایی بودند که آن هم نه در شرایط عادی که درشرایط جنگ وبمب‌باران، چطور روزها و شبها بدون همسرانشان تحمل می‌کردند؛ و اینکه اگر من هم در چنین شرایطی قرار بگیرم، می‌توانم تحمل کنم و بشوم همان دخترِ شجاع؟ که دلم قرص شود نه به بودن همسرم که به بودنِ خدای همسرم در کنارم و شرایط را تحمل کنم بخاطر آرمان‌های همسرم و دین‌مان؟

بعدنوشت: این حسی‌ی که درباره‌اش نوشتم ترس نیست؛ حس دیگری است که در قالب ترس خودش را نشان می‌دهد.

بازنشر در: لینک‌زن،

الهه‌ی درد

همه میگن سلاح زن گریه‌س
میگن اینم یه راه دلبریه
نمی‌دونن  شبیه تنهایی
اشک زن‌ها یه ارث مادریه

کسی هیچ وقت باورش نمیشه
سوختن توی ذات خورشیده
که یه مادر بهای عاطفه شو
با چروکای صورتش میده

کَسی  باور نمی‌کنه؛ سخته
روز و شب گرمِ سوختن بودن
سخته، انقدر سخته که باید
مرد باشی برای زن بودن

سخته دیوار خانواده شدن
زیرِ آوارِ درد خندیدن
که بدونی همه فقط از تو
دستپختِ لذیذتو دیدن!

اینکه دلواپسِ همه باشی
ولی هیچکس غمت رو نشناسه
که عزیزات معتقد باشن
نگرانیت یه جور وسواسه!

تو دلت شور میزنه هر شب
وقتی که خواب خونه شیرینه
همه میخوابن و تو با دردات
حبس  میشی توو این قرنطینه

قِدمَتِ دردهات یک عُمره
صحبتِ روز و ماه و سالش نیست
شاهد گریه‌هات هیچ‌کس جز
تارِ موهای روی بالِش نیست

زن شدن امتحانِ سختی بود
که تو با افتخار رَد کردی
غمِ دنیا رو شونه‌های توئه
مادرم تو الهه‌ی دردی

حمیده سادات غفوریان