نزدیک است &#۸۲۳۰;

شب نیمه‌ی شعبان بود.
برای نماز مغرب، رفته بودم مسجدالنبی.
کم‌کم صف‌ها بسته میشد، مثل هر شب دیگر.
آن شب هیچ فرقی با شب قبل و شب‌های قبل‌ترش نداشت.
خانم‌های سفید و گندمی و سبزه و سیاه می‌آمدند و کنار هم در صف نماز می‌ایستادند.

منتظر تکبیره‌الاحرام بودم که آمد طرفم.
چادر مشکی به سر داشت و برقَعی بر صورت.
نزدیکم شد؛ دستش را از زیر چادر بیرون آورد.
یک، یک دلاری از کیفش در آورد.
دستم را گرفت و پول را آرام در دستانم گذاشت.
سرش را جلو آورد.
دهانش را مقابل گوشم گرفت و خیلی آرام گفت «لمیلاد امام المهدی»
دستم را فشار داد، لبخندی زد و رفت.

پریشب که عطیه از پخش کردن محدود شکلات بین شیعیان در مکه استوری گذاشت، یاد این خاطره افتادم.
و غصه اینکه ما شیعیان امیرالمومنین، در شهر پیامبرمان، در سرزمین وحی، مجبوریم مخفیانه جشن‌ بگیریم.
امید داریم به اینکه زودتر روزهایی برسد که در اذان نمازهای مساجد سرزمین وحی «اشهد ان علی ولی الله» طنین انداز شود و جشن‌های غدیرمان را در وادی خم بگیریم.
و فریاد زنیم #الحمدلله_الذی_جعلنا_من_المتمسکین_بولایت_امیرالمؤمنین_علی_ابن_ابی_طالب_والائمه_المعصومین

دفتر قصه ورق می خورد آرام آرام

میرسد قصه به آنجا که جهــــــــان زیبا شد
با جهــــاز شتــــران کوه احـــــــــــد برپا شد

و از آن آینـــــــه با آینـــــــــــه بالا می رفت
دست در دست خودش یک تنه بالا می رفت

تا که از غار حـــــرا بعثت دیگــــــــــر آرد
پیش چشــــــم همه از دامنــــه بالا می رفت

تا شهـــــادت بدهد عشق ولـــــــــی الله است
پلـــــه در پلــــــه از آن ماذنـه بالا می رفت

پیش چشــــــم همه دست پســــــــــر بنت اسد
بین دست پســــــر آمنــــــــــــه بالا می رفت

گفت: این بار به پایان سفـــــــــــــر می گویم
“بارها گفتـــــــــــــه ام و بار دگر می گویم”

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی است
کهکشان ها نخی از وصلهء نعلین علی است

سید حمیدرضا برقعی

سادات در روز عید غدیر چه می‌کنند؟

به دنیا آمدن و بزرگ شدن در خانواده‌ای که جدِشان رسول‌الله است و حضرت علی علیه‌السلام یکی از نعمت‌هایی‌ست که بالحق باید شکرگذارش بود؛ خانواده‌ی سادات هرسال در ایام عید غدیر بخاطر نسبت‌ی که با حضرت علی علیه‌السلام دارند و نواده ایشان محسوب می‌شوند، حال و هوای خانه‌هایشان رنگ و بوی دیگری دارد. رنگ و یویی جدا از عید بودن این روز.

مردم برای تبریک این‌روز و زنده نگهداشتن واقعه غدیر و ولایت حضرت علی به دیدار سادات که نوادگان آن حضرت محسوب می‌شوند می‌روند و سادات هم در خانه‌هایشان از آنها پذیرایی می کنند. بعضی از خانواده‌ها گاهی رسم و رسوم خاصی دارند

بعضی از چند روز قبل، همه خانه و زندگی‌شان را گردگیری و مرتب می‌کنند، در واقع همان خانه‌تکانی روزهای آخر اسفند، در روزهای آخرِ منتهی به روز غدیر انجام می‌شود. خانه‌تکانی و تمییز کردن همه‌ی وسائل و آب و جارو و گاها تعویض و نو کردن وسائل؛ همه این رسم و رسوم ایرانی قبل از نوروز، برای این خانه‌ها قبل از عید غدیر انجام می‌شود.

بعضی از خانواده‌ها هستند که روز عید برای تمام اعضای خانواده که سید هستند، عیدی می‌خرند. مثلا در خانه‌ی خودِ ما رسم است که مادرم (که خود سید نیستند) برای همه افراد خانه که سید هستند، کادو می‌خرند.

بعضی از خانواده‌ها رسمِ عیدی دادن به همه افراد خانواده که عموماً در ایام دید و بازدید عید نوروز انجام می‌شود را در این روز انجام می‌دهند و بعضا همه افراد فامیل در خانه‌ی بزرگ فامیل جمع می‌شوند و بعد از دیدار همدیگر و عید دیدنی، به‌خاطر این روز بزرگ، به یکدیگر عیدی می‌دهند.

بسیاری از خانواده‌ها خود را برای ورود مهمان‌ها آماده می‌کنند؛ از اقوام و همکاران تا همسایه‌ها و دوستان قدیم و جدید؛ میوه و شیرینی خریداری می‌شود و اسکناس‌هایی برای عیدی دادن.

یکی از معضلات و دغدغه سادات محترم 🙂 پیدا کردن اسکناس های نو و تا نخورده برای عیدی دادن است که پیدا کردن‌ش گاهاً خیلی سخت می‌شود و غیرممکن.
اگر کسی موفق به گرفتن اسکناس نو از بانک بشود، یا انها را بدون هیچ نوشته‌ای بر روی اسکناس به مهمان‌هایش می‌دهد یا مهر خاصی که از قبل تدارک دیده روی آن می‌زند یا با مداد یا خودکار روی آن جمله کوتاهی می‌نویسد تا یادگار باقی بماند یا زرکوب روی آن جمله‌ای را حک می‌کند یا در بسته‌بندی خاصی با چند شکلات و یک کاغد نوشته قرار می‌دهد که هرکدام از اینها بستگی به سلیقه و حوصله سید مکرم! دارد.

آمدن و رفتن مهمان‌ها گاها از صبح حوالی نه شروع می‌شود و تا نیمه‌های شب ادامه دارد. به همه‌ی اینها اضافه کنید زنگ های تلفن اقوام و دوستان دور را که مدام صدای تلفن خانه و موبایل‌ها را به صدا در می‌آورد.

تنوع عیدی‌ها هم زیاد است 🙂 از اسکناس‌های صد تومنی و دویست تومنی تا پانصد تومنی و هزار تومانی و برای دایره خاص‌ترها پنج هزار تومانی و ده هزار تومانی و حتی چک پولِ پنجاه تومانی و صد تومانی؛ به غیر از سکه، چند سالیست که عیدی دادن کتاب مرسوم شده است. کتاب‌هایی با مفاهیم دینی و اعتقادی. یا عیدی‌هایی مانند تقویم (که سال‌های دانشگاه، عیدی من به دوستانم بود) یا هر چیزِ دیگری که قابیلت خرید تعداد زیادش فراهم باشد.

بعضی از محله‌ها هم رسم‌ی دارند و در روز عید جشن می‌گیرند و همه‌ی سیدهای محل در جشن حضور پیدا می‌کنند و با علامتِ خاصِ سبزرنگی سیادت خود را نشان می‌دهند و مردم برای دیده‌بوسی و عیدی گرفتن به سراغ آنها می‌روند. (همین‌جا این خاطره را تعریف کنم که یک سال در همچین مراسمی شرکت کردم، یک گلِ پارچه‌ای سبز به دستم دادند تا به لباسم بزنم! عیدی خواستن‌های مردم هیچ، بعد از مراسم احساس می‌کردم صورتی برایم نمانده بس که مورد عنایت خانم‌های محترم قرار گرفته بود 🙂

خلاصه، روزهای عید غدیر از شلوغ‌ترین روزهای سادات گرامی‌ست. روزهایی که شادی خاصی در دل آنها و همه‌ی شیعیان است. روزهایی که افتخار سیادت و نواده حضرت علی علیه‌السلام بودن را بیشتر از هر زمانِ دیگری شکرگذار می‌شوند، روزهایی که نزدیک می‌شوند به محرم …

پ.ن: از سادات گرامی که این متن را خواندند، تقاضا می‌کنم اگر در خانواده و اقوام آنها رسم یا کارِ خاصِ دیگری انجام می‌شود، برایم بنویسند.