به پذیره و استقبال چکامه شور انگیز آقایان قزوه و موسوی اسفندقه در هتک حرمت عاشورای حسینی

می‌رسـد لـحظـه گـل کـردن تـکبـیـر شـمـا
دست عشق است در این مرحله با پیر شما

یار با ماست مبادا که زمین گیر شـویـد
مـی هــراســنـد شــغـالان ز دل شــیر شـــمـا

طی شود غــائله رنگی اصحــاب نفـاق
گر دهـد رخـصت یـک حمله به مــا میر شما

خصم، کور است گر از مهر جهان‌تاب امام
این زمان چیست مـگـر علـت و تقـصیـر شـما

پاس عاشور شکستند اگر جمعه یزیدان زمان
بگــذرد ایــن غــم جــانـســوز ز تـدبـیـر شـما

گرچه بگرفـت دل از هـجـمـه یــاران سـراب
بـشـکـنـد کــفـر ز بــانـگ ز بــر و زیـــر شــمـا

می‌شـنـاسـنـد سـلحـشـوری مـا عـالـم کـفــر
خـورده از ضربـت ما ضربـه و از تیـر شــمـا

رسـد آن صـبـح ظـفـر آور و هـنـگـامـه نـصر
نـیـسـت نـابـودی از ایـن حـادثـه تقـدیـر شـمـا

دوستان لحـظـه گلرنـگ حضوری دگر است
نـگــذرد فــرصـت ایــن فـتــح ز تـأخـیــر شـمـا

خاطـر رزم شـمـا مـانـده بـه سـر دفـتـر عشق
بـیـنـم از قــاب افـق رایــت و تـصـویــر شـمـا

چشـم دنـیـا نـگـرانسـت در این لحظه عـطـف
کــه چـه تحـریـر کـنــد خــامـه تقـریــر شــمـا

حبیب الله فتاحی اردکانی
تهران . شامگاه هشت دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت

تجدید پیمان نسل سوم انقلاب با ارمان های امام خمینی در پی هتک حرمت به ساحت عزیز ایشان

نسل سومی هستیم و شاید تنها خاطره ای که از زمان حیات امام به یاد داریم، همان روزهای اواسط خرداد شصت و هشت است و گریه و بی قراری پدر و مادر هایمان.

هر چند زمان حیاتش نبودیم ولی پیرو راهش بودیم و هستیم و ان شالله خواهیم بود.
همه بدانند که ما بیداریم و نمی گذاریم به اسم امام و راهش، هر عملی انجام دهند، حتی خلاف راهش!!!

دم از بازگشت به مواضع اصلی امام میزنند، آن وقت کسانیکه خود را پیروشان میدانند، عکس امام را پاره می کنند و توهین به او و جانشین برحقش.
خودشان خسته نشدند از این همه تناقض ؟!

بدانید ما بیداریم و با جسم و جان و قلم هایمان در برابر این مواضع و سخن ها ایستاده ایم.

وعده وبلاگ نویسان ارادتمند به رهبر کبیر انقلاب در اعتراض به این بی احترامی، روز سه شنبه ۲۴ آذرماه از ساعت ۱۵ الی ۱۷ در  سالن سید الشهداعلیه السلام میدان هفت تیر تهران

قیامتی هست

همه می‌میریم.
من – تو – او

یادم باشد قیامتی هست.
یادم باشد سوال و جوابی هست.
یادم باشد باید جوابگو باشم.
یادم باشد کوچک‌ترین کاری که می‌کنم، محاسبه می‌شود.

یادم باشد، آن موقع فقط من هستم و خدا و نامهٔ اعمالم

یادم باشد؛ یادمان باشد
من – تو – او

مسلمان، کافر، بسیجی، سبز، منافق، حزب اللهی، ولایی، لیبرال، جمهوری خواه، آزادی خواه، پیرو خط امام، فاشیست، جیره خوار
همه…. یادمان باشد

سفرت به خیر اما

دوران راهنمایی بود که شعرش را در کتاب فارسی خواندم .

  • به کجا چنین شتابان؟ / گون از نسیم پرسید
  •  دل من گرفته زاین جا / هوس سفر نداری / زغبار این بیابان؟
  •  همه آرزویم اما / چه کنم که بسته پایم.
  •  به کجا چنین شتابان؟
  •  به هر آن کجا که باشد، به جز این سرا، سرایم
  •  سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را / چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی، / به شکوفه ها، به باران، / برسان سلام ما را

شعرش به دلم نشست و هیچ گاه از ذهنم نرفت.
و خودش رفت جزو شاعران مورد علاقه ام .
در کوچه باغ های نیشابورش را ولی هیچ گاه نخریدم .

فراموش میکنم اما تک بیتی که چند ماه پیش پس از انتخابات سرود.
و اینکه برای چه ایران را ترک کرد .

شعر خودش را نمی توانم برایش بخوانم .
خود استاد میداند کویر وحشتش نه ایران امروز که ایران دوره پنجاه است .
شاید هم اصلا منظورشان چیز دیگری بوده است.
و دلم میگیرد وقتی می بینم این روزها که استاد رفته است بعضی این شعر را در رفتنش می خوانند .
شاید …. بگذریم

همان “گون از نسیم” را برای همیشه در ذهن نگه میدارم.

سربلند باشی چون ایرانی هستی !!!