چند ماه قبل، محدثه پیرهادی در پستی از وبلاگش دربارهی حضور اجتماعی خانمها در جامعه و نگرش آقایان به این حضور و میزان علاقهمندی و اجازهی کار و فعالیت دادن به خانمها نوشته بود و از پارادوکسی که “برادران جبهه انقلاب اسلامی” درباره با حضور خانمها در جامعه به آن دچار شدهاند گفته بود؛ “جمهوری اسلامی و به تعبیر دقیق تر برادرانِجبهه ی انقلاب، باید تکلیف خود را با حضور اجتماعی بانوان مشخص کنند و پارادوکسیکالیته ی این موضوع مهم را برای خود رفع و رجوع کنند. این که از سویی در مواقع خاص و ویژه (مانند انتخابات یا برخی حضور های رسانه ایِ خانم فرهمندی!) بر طبل حضور اجتماعی خانم ها بکوبند یا پزِ حضور خانم ها در تحصیلات تکمیلی را بدهند و از سوی دیگر آنان را از امکانات و فضای رشد و استفاده ی آزادانه از توانایی ها و استعداد هایشان در حوزه هایی که می خواهند و می توانند محروم کنند، پارادوکسی است که باید حل شود.”
محدثه در قسمت دوم نوشتهاش به تفاوت کارها و نگاههایی که به فعالیتهای بانوان و آقایان میشود پرداخته:
آنچه امروز تمایز اثرگذاری خواهران و برادران جبهه ی فکری-فرهنگی انقلاب را رقم زده است نه متن کارها و توانمندی های آنان که فرامتنی است که برادران (و گاهی خود ِ خواهران این جبهه ) برای آنان ساخته اند.کارهای کم مایه،سست و بعضا اشتباه برادران در حدّ و قواره ی هزینه هایی است برای رشد جوانان جبهه ی انقلاب و در مورد خواهران فاجعه ای است که باید بارها بابت آن عذر خواست. چرا برخی اصرار دارند جبهه ی انقلاب را از نیمی از پتانسیل و استعداد بالقوه اش محروم کنند؟
به نظر من یکی از مشکلات زنان در حضور اجتماعیشان، علاوه بر جدی نگرفتنشان! از سوی آقایان، جدی نگرفتنشان از سوی خود خانمها و حتی خودشان است، یعنی یک خانم اعتماد به نفس کافی برای انجام کار و مدیریت آن را مخصوصاً در فضایی که نیازمند همکاری و همفکری با آقایان است را ندارد، در فضاها و جلساتِ مختلط بسیاری از خانمها عضو مسکوتِ جلسه یا عضوِ ممتنع و تائیدکننده را دارند و اگر خود دارای رأی و نظر خاص باشند، کمتر موفق به اثبات آن میشوند. (اکثریت زنان منظورم بود و زنانی که با اعتماد به نفس کافی به تحلیل و تبیین نظراتشان در هر جمعی میپردازند از این قاعده مستثنی هستند، چنانکه کلاً مستثنی هستند)
نادیدهگرفتن خانمها بین همجنسهای خودشان و عدم همکاری با هم برای پیشبرد هدفهای مهم، نیز از نظر من یکی از مشکلات این مسیر است. این مشکل را من به شخصه هم در فضای حقیقی و گروههای دانشجویی و فرهنگی دیدهام و هم در فضای مجازی و سایتها و شبکههای مجازی.
یکی دیگر از کمبودهای خانمها در فعالیتهای اجتماعی، نداشتن بلندگو و تریبونی برای حرف زدن و ارائه فعالیتهایشان است. گروهها و زنان بسیاری هستند که چه در غالب فردی و گروهی در حوزه مسائل خاص زنان مشغول فعالیت هستند و چه در فعالیتهای مختلف اجتماعی و سیاسی و فرهنگی در کنار مردان مشغول هستند ولی بخاطر نداشتن بلندگویی خاص، فعالیتها و کارهایشان دیده نمیشود و حتی نادیده و مورد بیمهری قرار میگیرد. به نظر من اگر خانمها بتوانند فعالیتها، تولیدات و کارهایی را که انجام میدهند از طریق رسانه منتشر کنند، هم فعالیت هایشان بیشتر دیده میشد و مورد بیمهری قرار نمیگرفت و همچنین خانمهای دیگر با دیدن، شنیدن یا خواندن اینگونه فعالیتها و آشنایی با این افراد و گروهها به همکاری و همیاری و همفکری با این گروهها میپرداختند.
به نظر من قبل از هرکس و هر حرکتی، خود زنان باید فعالیتها و حضور خودشان و زنان دیگر را جدی بگیرند و با تشخیص اولویتها و دغدغههایشان به فعالیت در آن زمینه بپردازند.