صبح صادق شد و خورشید محمد سر زد

صبحدم باد صبا جانب گلزار وزید
خنده زد بلبل و گل پیرهن ناز درید

هدهد از شهر سبا، نامهٔ بلقیس آورد
وعدهٔ وصل در آن دید و سلیمان خندید

غیرت خار بنازم که پی عصمت گل
دست گلچین بگزید و کف پایش بخلید

ادامه خواندن “صبح صادق شد و خورشید محمد سر زد”

الحمدلله الذی استنقذنا بک من الشرک

اللهم صل و سلم و زد و بارک
علی النبی الامی العربی الهاشمی
القرشی المکی المدنی الابطحی
صاحب الوقار و السکینه
المدفون بالمدینه
المصطفی الامجد المحمود الاحمد
خاتم النبیین و شفیع المذنبین
ابی القاسم محمد

السلام علیک یا رسول الله و رحمه الله و برکاته

عیدتان مبارک