کودکی درون گاهواره، غلت میزند
کودکی به ماهواره، خیره مانده است
کودکی به ماه
صخرهها به دست موجهای مضطرب
شکستهاند
یا علیاصغر حسین!
واژههای خون تو هنوز
از سکوت کوههای آسمان برنگشتهاند
علی محمد مودب
کودکی درون گاهواره، غلت میزند
کودکی به ماهواره، خیره مانده است
کودکی به ماه
صخرهها به دست موجهای مضطرب
شکستهاند
یا علیاصغر حسین!
واژههای خون تو هنوز
از سکوت کوههای آسمان برنگشتهاند
علی محمد مودب
این روزها همه از فاطمیه و مادر میگویند و مینویسند ولی من این روزها مدام با خودم میگم :
” ای وای از دل رباب”
فاطمه سادات و علی؛ شش ماهه شده اند.
نوزاد شش ماهه

وقتی با چشمان معصومشان به آدم خیره میشوند.
وقتی کودکانه و ملیح میخندند.
وقتی …
وقتی گرسنه هستند و گریه میکنند.
وقتی از شدت گرسنگی انگشتشان را میمکند.
وقتی بی تابی میکنند.
وقتی ضجه میزنند.
…
وقتی زیر گلویشان را بوس ه میزنم.
وقتی نرمی و نازکی پوستشان را لمس میکنم.
وقتی مادرانشان را میبینم که چه عاشقانه کودکشان را بغل میکنند.
وقتی میبینم مادر و پدرانشان برای کوچک ترین ناراحتی نوزاد، غمگین میشوند.
وقتی … وقتی … وقتی
لا یوم کیومک یا ابا عبدالله (علیه السلام)
سهم لب آفتاب را باید داد
تاوان دل رباب را باید دادلب تشنه و چشم بسته و دست جدا
این گونه جواب آب را باید داد
پ. ن: این روزها خیلی پیامک می آید که روزهای شهادت مادرت است، برایمان دعا کن.
و من به این می اندیشم که فرزند رو سفیدی هستم یا خیر.
برایم دعا کنید