گزارش سال هزار و چهارصد

طبق سنت هرساله، اینجا می‌نویسم که در سال گذشته چه تعداد کتاب خوانده‌ام و چه تعداد فیلم دیده‌ام. از اول فرودین امسال می‌خواستم اینکار را انجام دهم ولی آنقدر نشد تا رسید به آخرین روز فرودین که مطابق است با اولین شب قدر. این مطابقت از جهت “حاسبوا” بودن برایم ارزشمند است. آن هم برای سالی که شاید به جرات می‌توانم بگویم بدترین سال عمرم بود. ضربه‌ای که اسفند سال قبلش با رفتن بابا خوردم، کل سال قبل همراهم بود. غمی که نتوانستم مدیریتش کنم و گذاشتم مرا در خود غرق کند و ببرد تا افسردگی و برسد به استعفا و کناره‌گیری از همه‌ی فعالیت‌ها و کارها و خانه‌نشی. و این خانه‌نشینی منجر شد به خواندن و دیدن. خواندن و دیدن. در ادامه اگر با یک سیر صعودی عجیب نسبت به سالهای قبل مواجه شدید، تعجب نکنید و بدانید این خواندن‌ها و دیدن‌ها توسط یک زن افسرده‌ی غمزده‌ی خانه‌نشین اتفاق افتاده است. امیدوارم آمار سال بعد ازین کمتر باشد که نشانه‌ای باشد برای خوب شدن حالم.

به گواهی سایت گودریدز سال هزارو چهارصد ۱۱۰ کتاب خوانده‌ام. نسبت به سال قبل حدود سی کتاب و سال قبل‌ترش پنجاه کتاب بیشتر خوانده‌ام. بخش عمده‌ی کتاب‌های پارسال مثل دو سال قبل کتاب‌های کودک و نوجوان است. که بخاطر علاقه شخصی‌ام گاهی از طاقچه بی‌نهایت کتاب‌های کودک را مطالعه می‌کنم.

از میان کتاب‌هایی که خوانده‌ام “سربلند” در موضوه زندگینامه، “کاهن معبد نینجا” در موضوع سفرنامه، “خانه لهستانی‌ها” و “موش‌ها و آدم‌ها” در موضوع رمان، “ماهی‌ها پرواز می‌کنند” و “دلهره‌ها” و “جنگی که نجاتم داد” در موضوع رمان نوجوان، “گرگی که از کتاب بیرون افتاد” و “این کتاب را لیس نزنید” و “من صندلی نیستم” در موضوع کودک، “کرگدن‌ها هم عاشق میشوند” در موضوع درام عاطفی، “قصه قبرستون” در موضوع روزنوشت و “یک روز دیگر” از جهت تحت تاثیر قرار دادنم، دوستشان داشتم و به همگی امتیاز بالای چهار در گودریدز داده‌ام.

به گواهی آی‌ام‌دی‌بی در سال هزاروچهارصد، ۲۹۶ فیلم و سریال دیده‌ام! بله تعداد عجیب است مخصوصا نسبت به سال قبل که تعدادشان ۸۶ عدد بود. البته بالای هشتاد درصد از این عدد، قسمت‌های مختلف سریالهایی است که دیدم و هر قسمت را جداگانه در لیستم وارد کرده ام.

از بین فیلمهایی که دیدم “اسلو” “به بالا نگاه نکن” “گیفتد” “کودا””خورشید” “بیست و سه نفر” و از بین انیمیشنها “لوکا” “اینکانتا” و از بین سریالها “خدمتکار” “زخم کاری” فصل اول “سیزده دلیل برای اینکه” “اسکوئیدگیم” را دوست داشتم. هرکدام به یک دلیل.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *