میلادت مبارک‌مان

مگر می‌شود میلادتان باشد و شادی نکرد؟
مگر می‌شود شاد نبود؛ شادی ایجاد نکرد؟
‌
می‌دانید آقا
نه اینکه فکر کنید بخاطر اوضاع این روزهای جهان و ترسی که ته‌دلمان رخنه کرده است، امسال شما را بیشتر و رساتر صدا کرده‌ایم؛ نه.
ما نان به نرخ‌روزخور نیستیم.
امسال، میلادتان برایمان فرق داشت چون بیشتر شناختیم‌تان؛ بیشتر فهمیدیم “عجل و العجل” ریشه‌شان چیست. امسال دیگر دعای فرج، لقلقه زبان‌مان نبود؛ برآمده از عمق دلمان بود.
‌
امسال بیشتر به شما نزدیک شدیم آقا
دلمان بیشتر و بیشتر برای دیدنتان، پرپر زد.
و امید؛ و امید در دلمان نورانی‌تر شد.
‌
دوست‌تان داریم آقا
فدایتان بشویم
ببخشیدمان …
‌

نیمه‌شب ۱۶ شعبان ۴۱
به وقتِ ۲۲ فروردین ۹۹
سیده‌فاطمه
‌

شاید شاکر باشیم!

وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْیَهً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
او کسی است که دریا را مسخر شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید و وسائل زینتی برای پوشش از آن استخراج نمائید، و کشتیها را می‏بینید که سینه دریا را می‏شکافند تا شما (به تجارت پردازید) و از فضل خدا بهره گیرید، شاید شکر نعمتهای او را بجا آورید.

vaadi.ir (2)

سوره مبارکه نحل آیه ۱۴

گاهی به عقب برگردیم

بیایید گاهی به عقب برگردیم … مثلا به یک یا دو سال پیش یا حتی یک یا دو ماه پیش؛ به زمانی که امکانات الان را نداشتیم، برگردیم و برای چند ساعت یا دقیقه مثل قبل زندگی کنیم؛ مثلا اینترنت پرسرعت را قطع کنیم و با دایال‌آپ وصل شویم! لپ‌تاپ یا تبلت را خاموش کنیم و با پی‌سی قدیمی وارد نت شویم؛ کلید ماشین را بگذاریم خانه و با اتوبوس و مترو به سر کار برویم؛ مسیر راحت مترو را بی خیال شویم و با مسیر شلوغ و طولانی اتوبوس و تاکسی به دانشگاه برویم؛ برای گرم کردن غذا ماکروویر را روشن نکنیم و روی گاز غذا را گرم کنیم … و خیلی خوشی و راحتی‌های دیگر که در زندگی‌مان داریم و بدست آوردیم را کنار بگذاریم و مثل قبل زندگی کنیم؛ جدا از لذت چند دقیقه‌ای نوستالژیانه‌ای که این کار دارد، قطعا قدر زندگیمان و چیزهایی که داریم بهتر می‌دانیم و خدارا بیشتر شکر می‌کنیم.

تجربه‌های افراد و زندگی‌ها متفاوت است، شماخودتان دقیق شوید در زندگیتان و موفقیت‌هایتان

آدم‌های خوب این شهر

تصور کن؛ مثلا بیست تا یا سی تا یا حتی صد تا دوست داری.
از این صد تا، نود تاشون اذیتت می‌کنن، به حرف‌ت گوش نمی‌دن، حق دوستی‌ات را به‌جا نمی‌یارن … بهشان هم تذکر دادی‌ها
بعد مثلا می‌خواهی شام بدهی به دوستات، نمیشه هم جدایشان کرد، از آن نود تا دلخوری، ولی به‌خاطر آن ده تا هم که شده، همه را دعوت می‌کنی؛ یعنی آنقدر آن ده تا برات عزیزن و دوست‌شان داری که به‌خاطر آن‌ها به آن نود تا هم شام میدی.
نمی‌دونم؛ یه حسی تو این مایه‌ها

شکرت خدا جان

پنج شنبه ای که گذشت چهارمین پنج شنبه ماه نوامبر بود که مصادف بود با جشن شکرگذاری یا همون Thanksgiving .
یکی از جشن هایی که بیشتر در آمریکا و مناطق کشت و کاری اش(همون مزرعه) گرفته میشه ولی شهرت جهانی!!! داره و در کتاب های زبانی (مثل هدوی و اینترچنج) که برای آموزش زبان ما نوشته شده حتما اسمی از این جشن برده میشود. درست مثل ولنتاین!!! (نمی دونم چرا ما فقط همین یه جشن اونارو کپی برداری کردیم )
جشنی که به گفته خودشون :هنگام برداشت محصول همه خانواده دور هم جمع میشوند و غذاهای مختلف درست می کنند و خدارو به خاطر نعمت و محصولی که در آن سال بهشان داده شکر میکنند.
فکر میکنم ؛خوب زحمت میکشن یکبار تو سال میشینن و خدارو شکر میکنن!!! اون سر میز و قبل از غذا دعا خوندناشونم فقط برای تو فیلماشونه و تو واقعیت چنین چیزی وجود نداره(بگذریم از اینکه مکاتبشونم با هم فرق داره)
ولی … من همون یکبار تو سال هم خدارو شکر میکنم ؟
جدا یادم نمیاد هیچ وقت موقع خوردن چیزی خدارو شکر کنم. فقط کوچیک که بودم اونم وقتی غذام تموم میشد بهم یاد داده بودن که بگم الحمدلله ولی نمیدونم چرا بزرگ که شدم اونم یادم رفت.
مثلا تو دانشگاه فقه خوندم ولی تمام مستحبات و مکروهات موقع تناول طعام را خوندم برای پاس کردن!!!
الانم مینویسم فقط برای نوشتن؟!؟
فردا اول ذیحجه است.
ماهی که پیامبر فرمودند:” ایامی پاکیزه تر و ارجمند تر از دهه ی ذی الحجه در نزد خداوند تعالی وجود ندارد.”
آغاز این ماه که سالروز پیوند حضرت زهرا سلام الله علیها و امام علی علیه السلام است و نهم و دهم  و البته عید غدیر.
فکر میکنم بهترین فرصت برای شکرگذاری از معبودم است.
” لئن شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید” مشمول عذاب خدا نشویم؟!
همین جا میتونم از خدای قادر و رحیمم به خاطر تمام نعمت هاش حتی به خاطر  نوشتن این مطلب تشکر کنم؟!!؟