آدم‌های خوب این شهر

تصور کن؛ مثلا بیست تا یا سی تا یا حتی صد تا دوست داری.
از این صد تا، نود تاشون اذیتت می‌کنن، به حرف‌ت گوش نمی‌دن، حق دوستی‌ات را به‌جا نمی‌یارن … بهشان هم تذکر دادی‌ها
بعد مثلا می‌خواهی شام بدهی به دوستات، نمیشه هم جدایشان کرد، از آن نود تا دلخوری، ولی به‌خاطر آن ده تا هم که شده، همه را دعوت می‌کنی؛ یعنی آنقدر آن ده تا برات عزیزن و دوست‌شان داری که به‌خاطر آن‌ها به آن نود تا هم شام میدی.
نمی‌دونم؛ یه حسی تو این مایه‌ها

یک دیدگاه برای “آدم‌های خوب این شهر”

  1. سلام …
    این حس خوب درک می کنم ، تقریبا فکر می کنم تو آدم های زیادی این حس مشترک باشه اما خدا نکنه گاهی حس کنی تو جزء اون دسته هستی که به خاطر بقی هبه تو هم گفتن بیا …

    برقراری باشی خواهر خوبم 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *