حوادثی که اتفاق میافتد، نتیجهی کارهای ماست که بر سر ما میآید.
“و ما اصابکم من مصیبه بما کسبت ایدیکم”
هر مصیبتی به شما میرسد، به واسطهی اعمال شماست.
آیا نباید به فکر باشیم و از گناهان گذشته که باعث این همه بلاها و مصیبتها شده است، توبه کنیم؟
ولی، ما توبه نمیکنیم، چون کارهای خود را بد نمیدانیم و به خود و کارهای خویش خوشبین هستیم!
آیا در این حوادث و گرفتاریها که از هزار سال پیش به ما خبر دادهاند نباید شرحصدر پیدا کنیم و همانطور که دستور دادهاند باشیم؟ که فرمودهاند: “تمسکوا بالامر الاول“
یعنی اینکه، به یقینیات اعتقاد داشته باشیم و به واضحات و ضروریات دینی عمل کنیم و در موارد شک و تردید احتیاط نماییم.
در این زمانه که اهل ایمان به بلاهای فراوان مبتلا هستند، چنان که دستور دادهاند، دعای فرج را زیاد بخوانیم.
آیه الله بهجت (رحمت الله علیه)
* نگاه که میکنم به پشت سرم، میبینم گاهی خطا رفتهام. باید بیشتر مراقب بود.
* قرائتهای مختلف و برداشتهای شخصی از دین، خیلی زیاد شده است. زیاد بود البته؛ یا دارد بیشتر می شود یا توجه من جدیدا بیشتر جلب شده است.
* بههم کمک کنیم.
بیغرضانه و دوستانه، اگر دیدیدم کسی دارد پایش میلغزد -حتی کمی- که شاید از نظر خیلیها مهم نباشد، ولی مسلما خیلی! مهم است، بگوئیم. همهمان به تلنگر احتیاج داریم.
گاهی غرق دنیایی میشویم و خودمان هم نمیفهمیم.
بههم کمک کنیم و غریق نجات هم باشیم نه کمک در غرق بیشتر
* چشم هوشی باز شد، آیینهی حیران شدیم
یک سحر آیینه گم کردیم، سرگردان شدیم
اشک در چشمان ما پُر شد، پریها پَر زدند
شیشه از دست پری افتاد، ما انسان شدیم
غیرت ما این نبود و قیمت ما این نبود
هرچه دنیا قدر پیدا کرد، ما ارزان شدیم
ای چراغ مطمئن! در ما طلوعی تازه کن
ما که عمری در شب زلف تو سرگردان شدیم