عراقی ها، مین های ضد تانک را با انواع مین های ضد نفر محافظت می کردند تا اگر کسی برای خنثی سازی ضد تانک ها نزدیک شود بر روی مین ضد نفر برود و منفجر شود.
منطقه ای بین قصر شیرین و گیلان غرب بود که دو سالی از آزاد سازی آن جا گذشته بود و باران ، مین ها را در زمین فرو برده بود؛ لذا کشف مین به کمک سرنیزه در آن زمین سخت، بسی دشوار بود.
برای هر مین ضد تانک سه مین ضد نفر گوجه ای به صورت مثلثی کار گذاشته بودند.
من و شهید حسن ترانه از بچه های بسیجی منطقه تبریز در حال خنثی سازی این نوار مین بودیم که به یک مین ضد تانک رسیدیم که دو مین محافظش را پیدا کرده و خنثی کردیم . اما در فاصله معمول هرقدر بر زمین سیخک می زدیم از مین سومی خبری نبود.
تا به خودمان آمدیم متوجه شدیم که مساحتی حدود دو متر مربع را شخم زده ایم ولی از مین خبری نبود.
تقریبا احتمال دادیم که در این سطح بعید است مینی مانده باشد .
مع الوصف دلمان راضی نشد که سالها بعد پای کشاورز یا چوپانی فدای خستگی ما شود.
این بار بیل نظامی را برداشتیم و به کمک آن این سطح را در عمق بیشتری کندیم،اما از مین خبری نبود . حسن که همیشه به کار های خارق العاده معروف بود گفت : اصلا در این عمق اگر مینی هم مانده باشد دیگر منفجر نمی شود . و برای اثبات ادعای خود یکی از مین های گوجه ای را بدون چاشنی در آن عمق کاشت و خاکها را بر روی آن ریخت و با پا روی آن پرید تا ببیند آیا در این عمق خاک ماسوره مین عمل می کند یا نه ؟
وقتی مشغول در آوردن مین شد، با کمال تعجب به مین اصلی رسید که این همه ما را دردسر داده بود و مسلح بود ،و بعد مین خود را پیدا کرد .
ولی خدا نخواست که لطمه ای بر ما وارد شود.