سال ۶۴ بود که عملیاتهای آبی – خاکی شروع شده بود، لذا به نیروهایی که در منطقه جنوب بودند اصول کلی این نوع عملیات را آموزش میدادند و برای آشنایی عملی و اینکه ترس آنها از آب برطرف شود ما را به زیر سد دز در شهرستان دزفول بردند.
رودخانه بسیار عریضی بود شاید عرض آن در زیر سد نزدیک ۳۰۰-۴۰۰ متر میشد.
به هر کسی یک جلیقه نجات دادند و همه را سوار قایق کردند و به منتهی الیه عرض رودخانه برده و همه را در آب میریختند تا خودشان را به ساحل برسانند.
یکی از بچه از ترس آنقدر دست و پا زد و آب خورد که نزدیک بود غرق شود لذا با قایق او را به ساحل بردند و با آمبولانس به بیمارستان رفت.
من هم شنا بلد نبودم ولی چون جلیقه تنم بود سرم از آب بیرون بود و در حال حرکت بودم.
به وسط رودخانه که رسیدم نفسم تمام شده بود.
اکثرا که شنا بلد بودند خیلی زود به ساحل رسیده بودند.
در این حال بود که این آیه شریفه را ناخودآگاه زمزمه کردم که: فَإِذَا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِکُونَ (عنکبوت۶۵
