دیروز دوشنبه بود. اعراب یا بهتر بگویم اهل سنت دوشنبهها و پنج شنبهها، بنابر سنت پیامبر صل الله علیه و آله در این دو روز روزه میگیرند.
سنت زیبایی است. سنت بما هو سنت
عادت قابل تحسین دیگری که که در این روزها دارند افطار دادنهایشان است.
بعد از نماز مغرب هر کس سفرهٔ افطاریاش را در همان حیاط مسجد الحرام پهن میکند و دیگران را هم به افطار دعوت میکند.
فلاکسهای بزرگ آب، کیسههای بزرگ پر از خرما و گهگاه نان، افطاری ساده است که افراد مختلف با خود به دورن مسجد آوردهاند و بین همه پخش میکنند.
دیشب در مسجد الحرام وقتی فهمیدم دوربین را همراهم نیاوردهام، تا از این صحنهها عکس بگیرم، ناراحت شدم.
این صحنه اطعام به این صورت گسترده را کمتر جای دیگری دیده بودم و برایم دل انگیز بود اما…
اما وقتی میدیدی این برادران سنی موقع تعارف خرماها وقتی به شیعیان و ایرانیها میرسیدند، مسیرشان را عوض میکنند و هیچ به شیعیان نمیدهند، این صحنهٔ قشنگ اطعام اسلامی، برایت نازیبا و دلگیر میشود.
شاید هم چند موردی که من دیدم، اینگونه بودهاند و همگیشان اینطور نباشند. الله اعلم
منکر نمیشوم که شاید شیعیانی هم این چنین برخوردی با دوستان سنی مذهب داشتهاند ولی در این چند هفته اقامت، خصوصا روز میلاد حجه ابن الحسن در مدینه، ایرانیان زیادی مشغول پخش شکلات در بین سنیها بودند و آنها چه مشتاقانه!!! استقبال میکردند.
جمعیت این چند روز که آخرین روزهای حضور ایرانیان در مکه است، خیلی بیشتر از قبل شده است و مسلمانان سایر کشورهای جهان خود را برای ماه مبارک به مکه میرسانند.
خیل عظیم جمعیت در زمان نماز، خصوصا نماز مغرب و عشا، خیلی انسان را به فکر میاندازد.
به غیر از قدرت پروردگار در آفرینش انسانهای گوناگون با انواعنژاد و زبان، این فکر مرا مشغول کرد که از این نیروی عظیم مسلمان!!! چه استفادهای میشود کرد؟
در دایرهای کوچکتر این جمعیت زیاد اعراب با اتحاد!؟! چه میتواند در جهان بکند؟
به غیر از جمعیت، ذخایر جهانی و منابع مالی که در دست اعراب است چه تحولی میتواند در جهان ایجاد کند؟
نیروی فکری این همه جوان مسلمان چه شیعه و چه سنی، آیا نمیتواند مسیر جهان را در دست بگیرد؟
حیف است.
ولی افسوس که اعراب و مسلمانان بیشتر رفاه طلب شدهاند وگاه خودشان را فراموش میکنند.
در این دایره بزرگ، ایرانیان و شیعیان نقش کمی ندارند ولی متاسفانه آنها هم تفاوت چندانی با دیگران ندارند.
من هم حتی تفاوتی ندارم فقط گاهی فکر میکنم.
همه نشستهایم به امید روزی که از این نیروی عظیم استفاده کنیم
پس من هم بهتر است بگویم به امید آن روز…!؟!