برایش تعریف کردم چه شد و چرا این راه را انتخاب کردم.
حرف هایم که تمام شد، گفت: “الان به نظرت ارزشش رو داشت؟”
بدون معطلی و فکر کردن، فقط گفتم “آره”
ولی با خودم که تعارف ندارم! حالا که مدام یکی در مغزم میکوبد و تکرار میکند و میپرسد “ارزشش رو داشت؟” جوابی ندارم؛ برای وجدان و روح خودم جوابی ندارم و نمیتوانم مصمم و با اطمینان بگویم “ارزشش را داشت”.
کاش ارزشش را داشته باشد…
سلام
اینجا دوتا مبحث وجود دارد یکی اینکه ارزشش را داشت و دومی اینکه ارزش داشت.
همیشه نباید همه چیز را با ترازوی ارزش بسنجیم که ببینیم مثلا این وقتی که گذاشتیم برای تحصیل در فلان رشته واقعا ارزشش را داشت.بل کافیست ببینیم کارمان ارزش داشته یا نه.پس اگر ارزشمند بود چه کم چه زیاد میتوانیم وجدانمان را آسوده کنیم.بیش از اینش میشود وسواس.