بفرمائید کتاب صوتی

کتاب برای من، کتاب کاغذی بود فقط. بیشترین خرج هرسالم، خرید کتاب بود از نوع کاغذی‌اش. اصلا نمی‌توانستم با کتاب الکترونیکی ارتباط برقرار کنم و برایم عجیب بود همسرم چطور روی لپ‌تاپش کتاب می‌خواند.
گمانم یک سال پیش بود که اکانت طاقچه دخترخواهرم را گرفتم تا سری به این اپلیکیشن بزنم. یعنی آنقدر ارتباطم را غیرممکن می‌دیدم که خودم اکانت جدیدی نزدم! ولی تخفیف پنجاه درصد بی‌نهایتش، قلقلکم داد و اشتراکش را خریدم.
عیدنوروز هم خامِ تخفیف نوددرصدی فیدیبو شدم و آن را هم نصب کردم و کم‌کم شد آنچه “باید” میشد و کتاب_الکترونیک پایش را به خوانش‌هایم باز کرد.
اما این پست را نوشتم تا از دلدادگی‌ام به کتاب صوتی بگویم.
ماجرا از همان تخفیف نود درصد شروع شد. چند رمانی که همیشه دوست داشتم بخوانمشان ولی حجم بالایی داشتند و حوصله‌ی خواندنشان را نداشتم، نسخه صوتی‌شان را به ثمن بخس خریدم؛ مثل دزیره، بلندی‌های_بادگیر، ربه‌کا؛ و تمام لحظاتی که به کار دیگری مشغول بودم ولی نیازی به تمرکز نداشتم را، با این کتاب‌های صوتی پر کردم.
زمان کارهای خانه مثل
آشپزی
گردگیری
جاروکشی
ظرف شستن
لباس پهن کردن
و
لحظات رفت و آمد با ماشین یا مترو
و
زمان‌های استراحت و بازی با موبایل
و لحظات قبل خواب

همه و همه با گوش دادن به کتاب صوتی که قابلیت تندتر کردن خوانش نیز داشت، می‌گذشت و من هر روز عاشق‌تر و معتادتر میشدم. آنقدر که من پیش از تو که جزو کتاب‌هایی بود که هیچ‌وقت نمی‌خواستم بخوانمش، صوتی‌اش را خریدم و گوش دادم.

القصه خواستم شما را هم تشویق کنم که چنین زمان‌هایی را با کتاب صوتی پر کنید. شاید شما هم عاشق شوید!
البته این را بگویم که من فقط کتاب‌های داستان را که نیاز به تفکر عمیق و دقت زیاد ندارند، در این زمان‌های پرت گوش می‌دهم. آن وسط اگر چند ثانیه‌ای را از دست داده‌ام، یا مجدد گوش داده‌ام یا رهایش کرده‌ام و با ادامه‌اش همراه شدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *