تاکسی نوشت۱

چند شب قبل، موقع برگشت از محل کارم سوار تاکسی شدم.
راننده آقایی حدود بیست شش – هفت ساله بود و قبل از من دو تا خانم دیگه هم سوار ماشین بودند.
من که سوار شدم، آهنگی از ضبط ماشین پخش میشد که با نشستن من، راننده زد تِرَکِ بعدی، ترک بعدی هم ظاهرا از نظر راننده مناسب با حضور من در ماشین نبود و زد ترک بعد. چند بار این عمل تکرار شد تا بالاخره یک آهنگ مناسب با حال و ظاهر من (از نظر راننده) پیدا شد. همان را زده بود رو ریپیت و چند بار همان آهنگ خوانده شد.
و بعد تا آخر مسیر که حدود نیم ساعتی بود، چندین‌بار عوض کردن تِرَک‌ها، تکرار شد بدون اینکه حتی کلمه‌ای از طرف من به راننده گفته شود.
اینکه هنوز افرادی هستند که این موارد برایشان مهم است و احترام می‌گذارند برای شخصیت طرف مقابل، برایم خیلی با اهمیت بود.
موقع پیاده شدن از ماشین، از راننده تشکر کردم به‌خاطر این مراعاتش و احترامش به شخصیتم.