زین آتش نهفته که در سینهٔ من است &#۸۲۳۰; خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت

الهی!
من ذا الذی ذاق حلاوه محبتک فرام منک بدلا و من ذاالذی انس بقربک فابتغی عنک حولا

کیست که ساغر محبت از دستِ تو نوش کرد و حلقه بندگی دیگری در گوش کرد؟
کدامین نرگس، پای نیاز در چشمه‌ی تو شست و چشم شیفتگی به تو ندوخت.

ادامه خواندن “زین آتش نهفته که در سینهٔ من است &#۸۲۳۰; خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت”