طفلک پسرم باز مجابش کردم
بی شام به زورِ قصه خوابش کردم
بی شام به زورِ قصه خوابش کردم
ناگاه کبوتری به خوابش آمد
ناچار گرفتم و کبابش کردم
ناچار گرفتم و کبابش کردم
جلیل صفربیگی
روز باشد یا شب،
قصه را همینجا تمام کن!
این کلاغ
به خانهاش برسد یا نه،
به حال این مردم مگر فرقی میکند؟
این مردم
که فقط چسبیدهاند به یکی بود و
نبود آن یکی
اصلا برایشان اهمیتی ندارد …
جلیل صفربیگی