ماه رمضون هم تموم شد.
با همین سرعت
سرعت از روزها و ساعت ها نبود
سرعت در غفلت من بود
صادقانه اعتراف میکنم از ماه رمضون امسال شاید فقط ده درصد استفاده کردم.
نمیدونم چرا … شاید می خواستم به خدا اعتراض کنم
و این من هستم که جزو “خاسرین” قرار گرفتم الان.
دلم تنگ میشه برای همه لحظات این ماه عزیز
از نماز ظهری که به جماعت “آقایم” در حسینیه امام خمینی خواندم
سحری هایی که با صدای فرزاد جمشیدی خوردم
غروب هایی که نمیدونستم اول برم نماز بخوانم یا بشینم افطار کنم
حتی برای روزهای اول این ماه که سرماخوردگی شدیدی با خودم از مکه آورده بودم و هر روز تحلیل میرفتم.
واااای که مثل همیشه کارم حسرت خوردن است.
شب عیدی، بدجور دلم گرفته. نه فقط برای تمام شدن ماه مبارک
مرثیه محرم گذاشتم … کم کم داره نزدیک میشه
صدای زنگ قافله شنیده میشه
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
خدا جونم؛
ماه رمضونتم تموم شد و تا سال دیگه نعمت ها و خوبی هاش از ما گرفته شد.
ازت میخوام اگه هنوز گناهی برای من مونده و نبخشیدیش و میخوای به خاطر آن گناه منو عذاب کنی، به آبروی خودت قسمت میدم تا سحر امشب، از آن گناهم بگذری.
ای خدای مهربون و بزرگوارم *
* برداشتی آزاد از دعای وداع ماه رمضان
اللهم انک قلت فی کتابک المنزل علی نبیک المرسل و قولک الحق شهر رمضان
الذی انزل فیه القرآن هدی للناس و بینات من الهدی و الفرقان، و هذا شهر
رمضان قد انصرم فاسالک بوجهک الکریم، و کلماتک التامات ان کان بقی علی ذنب
لم تغفره و ترید ان تحاسبنی به او تعذبنی علیه او تقایسنی به ان یطلع فجر
هذه اللیله، او ینصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لی یا ارحم الراحمین