آقا محسن حاجی حسنی کارگر
سلام
چهارسال پیش، چنین شبی آخرین شب زندگی دنیاییت بود. فردا روزی در حال احرام، خدا بردت پیش خودش
امروز داشتم کتاب زندگیت رو میخوندم. خیلی خوب بودی تو.
خواستم بهت بگم داغ شماها، داغ اون عیدی که برامون عزا شد، هنوز برامون تازه است و گمونم همیشه تازه بمونه.
سرشب تلویزیون داشت عرفات رو نشون میداد. خبرنگار هم داشت توضیح میداد که فردا صبح بعد نماز حاجیها باید برن سمت جمره و بعد برگردن منا تا برن قربونی کنن. به اینجا که رسید، بغضم ترکید. میدونی، برام هنوز باورپذیر نیست. آخه مگه میشه؟ ….
آه
یوسفِ داوودِ ملیحه، دعا کن برامون