آوای زنگ قافله

هر دم به گوشم می‌رسد آوای زنگ قافله

این قافله تا کربلا، دیگر ندارد فاصله

از کعبه‌ی گل آمده، تا کعبه‌ی دل می‌رود

این کاروان غم فزا؛ منزل به منزل می‌رود

یک زن میان محملی، بر ناقه در تاب و تب است

عباس و اکبر دور او، این زن خدایا زینب است ادامه خواندن “آوای زنگ قافله”