خیلی وقتها به مفهوم وطن فکر میکنم؛ اینکه وطن به چه معناست؟ به کجا وطن گفته میشود؟ هموطن کیست؟
آیا وطن، محدوده داخل مرزهای جغرافیایی معنی میشود؟ مرزهای قراردادی که ممکن است هر روز کم و زیاد شوند؟
تصور میکنم در سال ۱۲۰۶ زندگی میکنم. نخجوان و ایروان جزو مرزهای جغرافیایی ایران است و این یعنی جزئی از وطن من است و نخجوانی ها و ایروانی ها، هموطن هایم. جنگی میشود و پادشاه کشورم قراردادی با روسیه میبندند و نخجوان و ایروان از مرز جغرافیایی ایران جدا میشوند؛ یعنی دیگر نخجوانیها و ایروانیها، هموطن من نیستند؟ به همین سادگی و مسخرگی؟!
وطنم را مرزهای قراردادی تعیین میکنند؟
این سوال، زمانیکه برخی هموطنهایم در برابر شعار دفاع از مظلومان غیرهموطن میگویند “به ما چه! در وطن خودمان بدبخت داریم” بیشتر ذهنم را درگیر میکند. هموطنی که میگوید به فکر کولبرهای کردستان وطن خودم هستم، اگر برفرض محال، فردایی کردستان به عراق پیوست و مرز جغرافیایی قراردادی تغییر کرد، دیگر برای آن کولبرها نگران نیست؟ آنها دیگر هموطنش نیستند؟
به همین سادگی و مسخرگی؟
دوستی داشتم که تنفر زیادی نسبت به عربها داشت! و از طرفی عشق زیادی به ایران و ایرانی. در جواب این سوال که ما در کشورمان هموطن عرب هم داریم و برخوردت با آنها چگونه است؟ میگفت: عربهای ایران خوب هستند و دوستشان دارم، از باقی عربها متنفرم” همیشه دوست داشتم بدانم اگر زمان به عقب برمیگشت و به زمانی میرفتیم که بحرین و عراق و کویت و… جزو مرزهای جغرافیایی سرزمین ایران بودند، نظر این دوستِ “وطندوستم” نسبت به عربها چه بود.
نمیتوانم مفهوم وطن برپایه مرزهای جغرافیایی را قبول کنم؛ برایم بیمعنی و مضحک است که وطن من را، قراردادها و امضاهای حکومتها و پادشاهان تعیین کند و روزی آن را کم، و روزی زیاد کنند.
به نظر شما، وطن به چه معناست؟