تغییرات فرهنگی و اجتماعی کشور عراق طی سال‌های اخیر

اولین باری که به کشور عراق سفر کردم، سال هشتاد و پنج بود، عراق‌ی که سه سال از حمله آمریکا به کشورش می‌گذشت و هنوز ناامن و کشوری جنگ‌زده بود. علاوه بر جنگی که در این کشور صورت گرفته بود و زندگی شهری را کمی از حالت نرمال و عادی خارج کرده بود، سال‌های حکومت صدام و خفقان و جلوگیری از هرگونه پیشرفت و رفاه شهری، چهره شهرهای این کشور را، کثیف و کمی دور از تمدن امروز نشان می‌داد.

یادم هست در همان سال یا سال‌های بعدش، در یکی از خیابان‌های اصلی شهر نجف گوسفندی ایستاده بود و مشغول شیر دادن به بزغاله‌اش بود یا چندین‌بار شاهدِ حرکتِ قاطر و الاغ در خیابان‌ها‌ی نجف بودم.

غیر از چهره‌ی زندگی شهری و خیابان‌ها و ساختمان‌ها، نوع لباس و پوشش مردم این شهرها هم کمی متفاوت بود، زن‌ها اکثراً چادرهای مشکی عربی نه چندان تمییز و نو بر سر و دمپایی مشکی بر پا بودند و مردان هم اکثراً با دشداشه عربی و دمپایی بودند. چهره‌ی مردم شهر بیشتر تداعی‌گر اعراب بادیه بود تا عرب‌های شیخ‌نشین و متمول.

در طیِ سفرهای دیگرم به شهر عراق تا سفر آخرِ چند ماه قبل‌م به این کشور، به غیر از عمران و آبادی در شهرها و خیابان‌های این کشور، متوجه تغییر در نوع پوشش و تعاملات اجتماعی مردم سرزمینِ بین‌النحرین شدم؛ پوشش زنان در شهرهای نجف و کربلا گرچه هم‌چنان چادر مشکی است ولی رنگِ روسری‌ها از مشکی به رنگ‌های روشن و غیرتیره تغییر کرده بود، آبی، سبز، کرم، بنفش. رنگ‌های روشن و خیلی خوبی بود که به وفور در زیرچادرهای عربی و تمیز زنانِ عرب دیده میشد.
در شهرهای کاظمین و بغداد نیز پوشش غیرِ چادر مثل مانتوهای بلند یا کت و دامن، بلوز و دامن خیلی بیشتر از سال‌های قبل دیده میشد. لباس‌هایی با رنگ های روشن و متفاوت.

بالتبع پوشش مردان هم در کنارِ دشداشه‌های بلند عربی به کت و شلوار، تی‌شرت و شلوار، بلوز و شلوار تغییر کرده بود.

این تغییرِ سبک زندگی و پوشش در بین مردانِ سرزمین نخل‌ها که البته نظرِ شخصی من از مشاهدات‌م است و نه یک تحقیق جامعه‌شناختی و دقیق بر روی مردم این سرزمین، از نگاهِ خودم دلایل مختلفی می‌تواند داشته باشد:

  1. در زمانِ حکومتِ صدام، بسیاری از مردمِ اصیل و بافرهنگِ عراق به دلیل سخت‌گیری‌ها و اخراج‌ و تبعید‌ها و کوچ‌های اجباری حکومت از شهرهای اصلی و مذهبی و حتی از کشور عراق خارج شدند و به جایِ آنها عرب‌های بادیه با فقر فرهنگی در شهرها ساکن شدند. این کوچِ اجباری و تخریبِ بافت‌های شهری یکی از نقشه‌های صدام بود که از توسعه پیدا کردنِ شهرهای مذهبی به عنوان مراکزِ فرهنگی جلوگیری کتد. در آن سال‌ها صدام حتی به عتبات اجازه داشتن کتابخانه را نمی‌داد و کتابخانه‌های حرم‌ها طی چند سالِ اخیر شروع به فعالیت و جمع‌آوری کتب کرده‌اند. خانواده‌های فعال و فرهنگی آن زمان توسط حکومت بعث یا کشته میشدند یا طرد و اخراج، جدای از این مساله آن نوعِ تربیت و مسیر فرهنگی در سال‌های حکومت بعث، هرنوع فرهنگ و پیشرفت فرهنگی را در بین مردم از بین می برد و برای همین مردمان این کشور از تربیت صحیح و اسلامی محروم بودند. (یادم هست آن سال های اول، اکثر مردم نماز جماعت را بلد نبودند و وقتی در حرم‌ها نماز جماعت برپا میشد، اصلا نمی‌دانستند چطور باید چنین نمازی بخوانند). با پایان حکومت صدام و حزب بعث، بسیاری از خانواده‌های اصیل که از شهر و کشورشان دور افتاده بودند به شهرها برگشتند و بافت شهری به بافت مطلوب تغییر پیدا کرد؛ می‌توان بازگشت مردمانِ اصیل و بافرهنگ به شهر‌ها را یکی از دلایل تغییر در نوع پوشش‌ها و فرهنگِ مردم عراق دانست.
  2. یکی دیگر از علل این تغییر به نظر من، تبلیغاتِ فرهنگی آمریکا و غرب در این کشور است که ممکن است در پوشش‌های مختلف به مردم این سرزمین تزریق شود و ذره ذره و کم‌کم باعث تغییر و تحولات فرهنگی و اجتماعی بشود.
  3. علت دیگر از نظر من، زیاد شدن رفت‌و‌آمد و مسافرت بین مردم این سرزمین و کشورهای مسلمان دیگر و بالاخص ایران است؛ سفرِ زنان و مردان ایرانی با پوشش و رنگ‌های مختلف و هم‌چنین سفرِ عراقی ها به ایران و دیدنِ مردم سرزمینِ مسلمان و شیعه‌نشین ایران، می‌تواند یکی از علل اصلی این تغییر در پوشش مردم عراق باشد.

این تغییر در نوعِ رفتار و پوشش و فرهنگ، طی پنج سال سفر به عراق و شهرهای این کشور، برای من به عنوان یک شهروندِ مسلمان ایرانی جالب بود و البته جای سوال داشت و امیدوارم اکثرِ این تغییرات به علتِ اول مرتبط باشند تا علت دوم و سوم.
عکس‌های بیشتر در رابطه با این موضوع +

14 دیدگاه برای “تغییرات فرهنگی و اجتماعی کشور عراق طی سال‌های اخیر”

  1. البته این فقط در عراق نیست. در اکثر کشورهای عربی استفاده از پوشش‌های رنگی‌تر کم کم متداول شده است. خود اعراب آنها را تقصیر ایرانیان می‌دانند
    برای اعراب سنتی‌تر نوعی غرب‌زدگی (ب گفتمان خودمان) است 🙂

    1. آره، جوون ها اکثرا تغییر پوششی دارند. به نظر من که خیلی خوب شده 🙂 من چون عراق را بیشتر دیدم، دربارش نوشتم، ولی در مکه و مدینه مثلا نمیتونم چنین حرفی را بزنم، چون عربهای خود عربستان اکثرا هنوز همان رنگ مشکی باقی موندن، اگه خیلی تغییر در جوونهاشون را بخوام بگم، استفاده از مانتوهای مشکی بلند به جای چادره.

  2. این تغییر یکباره آسیب بزرگی به اجتماع خانواده میزنه، همینطور که در ایران الان اتفاق افتاده ، به نظرم چند سال دیگه غیر قابل کنترل میشه حتی توی عراق. با توجه به آزادیهایی که موجوده

    1. بله مسلماً، برای همین آخر مطلبم نوشتم امیدوارم علتِ تغییرات مورد اول باشه نه علت دوم و سوم / در کامنت قبلی هم که نوشتم “خیلی خوب شده” هم یک مزاح بود هم فقط از لحاظ تغیییر در رنگ پوشش بود

      1. خانواده های عراقی الان متاسفانه تسلطی روی خانواده ها ندارند، مخصوصا پسرها که از همین بدو نوجوانی طبع عرب های عشیره ای رو به خودشون میگیرن و میخوان سلطنت کنند. بالتبع اونها دخترهای خانواده، متاسفانه شبکه های ماهواره ای مختلف که به زبان عربی در حال پخش هستند نوک پیکان رو در جهت تخریب خانواده ها نشانه رفته اند، توی عربستان هم سال ۸۴ و ۸۵ که من مشرف بودم برای حج فساد از داخل خانواده ها به شدت داشت فوران میزد، روزنامه های عربستان فریادشون بلند شده بود از این مسئله، اونجا هم دقیقا داره همین اتفاق میفته اما به صورت کاملا پنهان

          1. راستش در صحبت با اهالی اصیل نجف که صحبت میکردیم دقیقا همین حرف شما رو میزدند، که مهاجرت خانواده های اصیل و بازاریهای اصیل باعث تغییر بافت اصیل شهر شده، این صحبت پیرو انتقاد من از اختلاف اخلاق جدید اهالی نجف با اهالی سابقش اتفاق افتاد، و متاسفانه همان خانواده ها از پوشش های جدید بسیار ناراضی هستند که یکی از عوامل مهمش آزادی تقریبا همه چی هست توی عراق، و سوء رفتارهای تند و خشنی از طرف گروه هایی مثل جیش المهدی. که مثلا فرض بفرمائید مغازه سی دی فروشی که حاضر به ترک فروش سی دی های مستهجن نبود رو با یه خمپاره به هوا فرستادند.
            در مورد عربستان هم مکه و مدینه به لحاظ حفظ ظاهر هست، اونم بیرون از منزل، داخل خونه ها غوغاست. شهرهای شیعه نشین هم که تکلیفشون مشخصه، یه چیزی شبیه به قم هفت هشت ده سال پیش. توی شهرهای مثل ریاض که غوغاست. گرچه اگر مقداری شبکه های عربستانی رو دنبال کنید تمام این صحبتهای من توش گویاست. شاهزاده های عربی به نظرم ماموریت بسیار سنگینی رو به دوش میکشند در این رابطه، راه اندازی شبکه های شبه مستهجن عربی که تماما مشغول تغییر فرهنگ عربستانی ها هستند.

          2. کشورهاشون در برابر این تهدیدات و تهاجمات فرهنگی هیچ مقابله ای که نمیکنند، هیچ، به آنها و پیشرفتشان کمک هم میکنند، فکر کنم هیچ واکسینه ای نمیشند، اگر اینطور باشه سرعت تغییراتشون خیلی زیاد میشه.(البته عراق را نمیدونم که دولت در برابر تهدیدات فرهنگی کاری میکنه یا نه ) اینطور اگه پیش بره، چند سال دیگه عراق میرسه به وضعیت پوششی و فرهنگی سوریه یا حتی لبنان!

          3. این نهایت خوشبینیه، الان عراق رسیده که ، شهرهای غیر از نجف و کربلا رو اگر دقت کرده باشید خیلی راحت توی این مسیر افتاده اند. تازه عراق یه جایی داره که نباید ازش غافل بود،اونم کردستان عراق هست که الان عراقیها به عنوان تفریح و آب و هوای خوب بهش سفر میکنن. کردستان = اروپا، الان جوونهای کربلایی و نجفی مثلا دوست دختر کرد دارند و کلی هم کلاس میذارن باهاش :دی

          4. ولی هنوز به پای لبنان و سوریه نرسیدن. ولی یکسری از این تغییرها هم به نظرم بواسطه همان خانواده های اخراج شده از عراقه، خانواده هایی که سالها در اروپا و استرالیا و کشورهای دیگه زندگی کردن، الان که برگشتن عراق، بچه هاشون که کاملا در محیط دیگه بزرگ شدن، تاثیرات زیادی روی دوستان و آشناهاشون میذارن، تاثیر یه دوست که هرروز میبینیش و صحبت میکنی، به نظرم از ماهواره بیشتر میتونه باشه

        1. من با آقای نخلی موافقم ب همین دلیل نوشتم اعراب سنتی از این تغییرات ناراحتند. زیرا همین تغییر برای‌شان بزرگ است و به نوعی ممکن است سرآغاز تغییرات دیگری نیز بشه. چون اعراب در مورد پوششان تاکنون بسیار سختگیر و غیر قابل انعطاف بودن. اما خ جوان‌ها را باید تعلیم داد ک خیلی جلو نرن

        2. خب بله، اینم یک دلیل دیگه س 🙂
          اما تاثیر ما هم کی نیست ها 🙂 من به شخصه کلی تاثیر گذار بودم توی صحبتهام با مردم عراق. حس میکنم کلی فراغ ذهن دارند که میشه با چیزهای خوب پرش کنیم 🙂 وقتی براشون چیزهایی میگم تعجب و اشتیاقشون برای بیشتر دونستن رو توی صورتشون به وضوح دیدم 🙂

  3. من به کاظمین رفتم.خیلی جالبه .اکثر خانوما کت و دامن بلند تنشونه.حتی یک تار میشون هم دیده نمیشه.ولی تو ایران اگه زیر مانتو دامن بپوشی همه یک جوری نگات می کنند.فکر می کنم در مورد پوشش خانوما باید فرهنگ سازی بشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *