مردی که اسب بود

ازکنار خیمه‌های زنان که برگشت
آمد بین کشته‌ها، تن صاحب‌ش را پیدا کرد؛
بو کرد.

رفت طرف فرات؛
توی آب فرو رفت

و دیگر کسی اسب خونی را ندید.

منبع: مجلس تنهایی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *