ازکنار خیمههای زنان که برگشت
آمد بین کشتهها، تن صاحبش را پیدا کرد؛
بو کرد.
رفت طرف فرات؛
توی آب فرو رفت
و دیگر کسی اسب خونی را ندید.
ازکنار خیمههای زنان که برگشت
آمد بین کشتهها، تن صاحبش را پیدا کرد؛
بو کرد.
رفت طرف فرات؛
توی آب فرو رفت
و دیگر کسی اسب خونی را ندید.