ازدواج‌های دهه هفتادی‌ها

شما هم قطعا در فامیل یا دوستان و آشناهایتان جوانان و نوجوانان متولد دهه‌ی هفتاد دارید؛ متولدین سال هفتاد تا هفتاد و نه. منظور من از چندخط بعدی، بیشتر متولدین پنج سال اول این دهه است یعنی متولدین هفتاد تا هفتاد پنج که الان بین هجده تا بیست و دو -سه سال عمر دارند.

چند سالی است شبه چنین اخباری «دخترفلانی متولد هفتاد و دوئه ازدواج کرده با یه پسر هفتادی» را زیاد شنیده‌ایم؛ خبر ازدواجِ دختر و پسران دهه هفتادی در سن هفده تا بیست و یکی دو سالگی، البته در زمان هفده هجده سالگی ما هم کم و بیش  دوستان و آشناهایمان در همین حدود سنی ازدواج می‌کردند ولی خبر ازدواج دهه هفتادی‌ها در این سنین، خیلی بیشتر از زمان ما است. {خانواده‌ای را سراغ دارم که تعداد جوانانِ ازدواج کرده دهه هفتاد‌ی‌شان مساوی‌است با تعداد جوانان ازدواج کرده دهه شصتی‌شان؛ و حتی مجردهای دهه شصتی بیشتر از مجردهای دهه هفتادی هستند!}

قطعاً این موضوع احتیاج به بررسی و نظرات کارشناسانه دارد ولی نظر غیرکارشناسی شده‌ی من ذرباره‌ی این موضوع این است: اکثر متولدین این دوره تک فرزند هستند یا حداکثر یک یا دو خواهر یا برادر دارند و بخاطر تنهائی‌هایی که در محیط خانواده داشته‌اند و شاید خلاءهای عاطفی، رو به ازدواج آورده‌اند تا زودتر تنهائی‌ها و بی‌همزبانی‌هایشان تمام شود؛ علت دیگر هم می‌تواند این باشد که دهه هفتادی‌های محترم بزرگتر‌های خود و زندگی دهه شصتی‌های ازدواج نکرده یا دیر ازدواج کرده را دیده‌اند و شاید درس عبرتی شده است برایشان و نمی‌خواهند شبیه یک دهه بزرگتر از خودشان زندگی کنند.

علت هرچه که باشد، این روند جالب و امیدوارکننده و البته کمی  نگران‌کننده است.
ان‌شالله که همگی‌مان عاقبتمان بخیر شود.

بازنشر این مطلب: لینک‌زن،

43 دیدگاه برای “ازدواج‌های دهه هفتادی‌ها”

  1. از یه بعد دیگه میشه نگاه کرد و اون هم اینکه تو این سن الان روابط دختر و پسرها و به اصطلاح دوستی ها خیلی بیشتر از زمان ما شده.شاید این هم بتونه یکی از عوامل باشه.البته تو شهرهای بزرگ این مساله زیاد صدق نمیکنه امادر مورد شهرهای کوچیک مصداق زیادی دیدم.

  2. نمی دانم چرا نگران کننده ???وقتی که ولی جامعه می فرمایند سن ازدواج باید به هفده سالگی برسه و چرا سن ازدواج بالا رفته ….
    از طرفی روایتهای متواتری وجود دارد که در سن پایین و اوایل جوانی فرزندان تان را به ازدواج در آوردید
    از طرفی بعد اجتماعی و روانی موضوع هم تابید کننده این امر هست…

    1. این پائین آمدن سن ازدواج (آن هم برای نسلی که تو آسایش و رفاه بزرگ شدن) بدون آموزش، تربیت صحیح و کمک، یک مقدار نگران کننده میشه.
      سن کم ازدواج کردن این نسل رو نمیشه با سن کم دهه چهل، پنجاه یا سی و قبلتر از اون مقایسه کرد. خواسته ها و تفکرات آنها کجا، خواسته های نسل جدید کجا!
      کلا مبحث پیچیده ایه. شایدم همین کم شدن سن، باعث بهبود شرایط بین زوجهای جوان بشه

    1. درسته . من تو متن فقط درباره ازدواج دهه هفتادی ها نوشتم که پدیده جدیدی یه، وگرنه ازدواج نکردن دهه شصتی ها بسیار نگران کننده تره.
      موضوعیه که چند ساله مورد بررسی هاى کارشناسی قرار گرفته

      1. پدیده نیست البته! چون دهه شصتی ها (البته اونم نیمه اول دهه شصت!) دیر ازدواج کردن اغلب، حالا زود ازدواج کردن هفتادیا میشه پدیده. وگرنه دهه پنجاهیا هم زود ازدواج میکردن به نسبت!

  3. سلام بانو ، خوبی شما ؟
    کمابیش در حال رصد وبلاگ تون هستیم 🙂
    آره واقعأ نکته خوبی رو اشاره کردی . خیلی داره زیاد میشه و بقول یکی از دوستان : الهی که عمر زندگی هاشون کوتاه نباشه .
    ان شا الله که عاقبت بخیری تو این مساله باشه و البته ازدواج در سنین پایین به نحو درست و ماندگار و منطقیش رواج پیدا کنه .
    راستی امسال اربعین کربلا نمیری ؟
    خیلی التماس دعا

  4. منم دهه ی هفتادی ام.دلیل اولت که همون تنهاییه بود قوی تره.البته بعدها اکثرا متوجه کاری که کردن و اشتباه بوده میشن…اکثرا به مشکل بر میخورن…
    منتها جالبه بدونی…
    دوست من که پیش که بودیم ازدواج کرد.الان یه بچه ی ۱۸ روزه داره…دانشگاه هم قبول نشده هنو ….

      1. نه منظورم از اهمیت ِ کلیش نبود اصلا…!
        منظورم ازین بود که دوستم تصمیم جدی داشت بره دانشگاه…. ینی بخاطر دانشگاه معتبر قبول شدن دوسالشو گذاشت وباز میخواست بذاره….ینی الان با یه بچه ی نوزاد اقلنش تا دوسال دیگه از خودش باس ببره…
        !!!
        نمیدونم بهرحال…!
        ولی یه دوستی دارم که توی ۱۷ سالگی ازدواج کرد…..!!! حالا نمیدونم خوبه زندگیش یا نه…
        مامانم میگفت یه دختری که بچه ش توی بیمارستان بستری بوده .بیست سالشه و بچه ش بخاطر بیتوجهی این مادر بیست ساله تشنج میکنه و از قرار قصد طلاق گرفتن هم دارند!!! البته این طلاق گرفتن رو همکارای مامان پی بردند که من نمیدونم از کجا… ولی طفل معصومی که بخاطر بیتوجهی یه مادر به تشنج میرسه کارش خیلی دردناکخ 🙁

  5. من تک فرزندم، تا الان هم که ۲۶ ساله شدم گمان نمی کنم تک فرزندی ربطی به میل آدمها برای ازدواج داشته باشد. گمان هم نمی کنم این روند امیدوار کننده است چون خیلی از دهه هفتادی هایی که می شناسم هنوز از زندگی مشترک تصورات رویاگونه و کودکانه ای دارند

    1. خوب این ممکنه حس شما باشه که بر اساس محیط خانواده ای که توش بزرگ شدین و روابطهاتون با خانواده و فامیل و دوستان، همگی بستگی داره. ولی اکثراً اینطور نیستن. درسته من نوشتم نظر غیرکارشناسی، ولی خیلی هم غیرکارشناسی نبود 🙂 من با چندین مورد برخوردم که دلیلیشون برای ازدواج یا تمایلشون برای ازدواج در سن هفده تا بیست سالگی این دلیل بوده.
      تصورات رویاگونه به نظرم به سن ربطی نداره، هنوز خیلی از دهه شصتی‌های ازدواج نکرده، تصوراتشون از ازدواج رویاگونه است.

  6. سلام.من یه دختر متولد ۷۰ هستم که امسال ازدواج کردم و خودم رو مناسب ازدواج میدونستم…به نظرم دوستان من که همه متولد ۷۰ الی ۷۱ هستیم و بچه های ۶۹ و ۶۸ هم تومون پیدا میشه همه مناسب ازدواج هستیم چون تو این زمینه بلوغ عقلی لازم رو داریم…البته قبول دارم متولدین پسر این سالها ازدواج زودشونه چون به هر حال بلوغ پسر و دختر فرق داره… از طرفی فکر نمیکنم تک فرزند بودن ربطی داشته باشه… استدلال ضعیفی هست. ولی به هر حال اگر این روند واقعی باشه خیلی ام خوبه چون دهه شصتی هایی که با هزار و یک تئوری ازدواج نکردن یا دیر ازدواج کردن تئوری هاشون غلط از آب در اومد… حتی اگر غلط هم نبود فایده ای نداشت برای خودشون و جامعه…

    1. سلام
      شما الان باید ۲۲ سالتون باشه و به نظرم سن خیلی خوبیه برای ازدواج.اکثر دوستان من هم، در دوره لیسانس، در این سن ازدواج کردند. حتی به نظرم برای آقایون هم سن مناسبیه و زود نیست.
      منظور من ازدواجهای در سن هفده تا بیست سالگیه که بین دهه هفتادی‌ها خیلی بیشتره نسبت به دهه قبلشون. مثلا هم‌سن‌های شما که چهار پنج سال پیش ازدواج کردن.
      درباره تک فرزند بودن هم باید بگم که این مورد را از چندین نفر شنیدم، استدلالی نیست که همینطوری به ذهنم رسیده باشه. آدم هایی که تک‌فرزند بودن یا حتی تک فرزند نبودن ولی تو محیط خانواده، اهمیتی بهشون داده نمیشده و محیط خانواده گرمی نداشتن، اکثرا رو به ازدواج آوردن برای رهایی از این تنهایی.
      روند خوبه، من هم مافقم ولی امیدوارم ازدواج‌های احساسی و زودرس با پایان زودتر نباشه.

  7. به نظر من زمان مناسب ازدواج به سن نیست، بلکه بیشتر به بلوغ عقلی آدم و شناخت و تصور درست از ازدواجه. من خودم متولد ۷۰ ام. الان تو دوران عقدم. همسرم هم متولد ۷۰٫
    اولش که ایشون اومده بودن خواستگاری، من موافق نبودم چون هم هم سن بودیم، هم من فکر میکردم یه پسر ۲۲ ساله هنوز موقع ازدواجش نیست. ولی صحبت که کردیم، دیدم ایشون به اون بلوغ فکری رسیدن و می تونن روی پای خودشون بایستند، چون برعکس پسرای امروزی تو این سن مسئولیت پذیری بالایی دارن. خلاصه هرکس خودش باید زمان مناسب ازدواجشو تعیین بکنه.

    1. شما هم مثل مرجان خانم الان ۲۲ سالتونه و زمان خوبی برای ازدواج انتخاب کردید، حتی نسبت به هم‌دهه‌ای هاتون که منظور من از این نوشته آنها هستن، یک کم دیر کردید 🙂
      وفا جان، این نوشته ازدواج‌های در سن هفده تا بیست سالگی دهه هفتادی‌ها مدنظرشه.
      بحث بلوغ عقلی که خودت نوشتی خیلی مهمه که ممکنه تو آقا پسری در سن شانزده سالگی هم وجود داشته باشه.
      یکی از دوستان خود من وقتی اول دبیرستان بودیم ازدواج کرد، همه میگفتن نرگس، اندازه یه دختر بیست ساله فهم و شعور داشت نه پانزده ساله. و زمان خوبی هم ازدواج کرد

  8. من با نظرات غیر کارشناسانه ی شما موافقم به جز در قسمتی که علت آن را خلاء عاطفی ذکر کردید. چون به نظرم در خانواده هایی که تعداد فرزند کمتر باشد محبت به فرزند بیشتر خواهد بود ضمن اینکه در خانواده های پر جمعیت خلاء عاطفی بیشتر به چشم می خوره.

    1. همیشه اینطور نیست؛ منظورم جمعیت کمتر و محبت بیشتره. بعضی از خانواده‌ها که با اینکه یه بچه دارن، بچه را رها کردن، پدر به فکر پول بیشتر، مادر به فکر کار یا کلاس های تفریحی و گردش و … / و بعضی از خانواده ها هم دقیقا چون یه بچه دارن، هرچی محبت دارن رو سر همون مجبرن خالی کنن! بچه یه جائی میرسه که میبره، چون گاهی اوقات محبت زیاد یا حتی نظارت و دقت زیاد از طرف والدین بچه رو کلافه میکنه. علاوه بر ان، پدر و مادر هیچوقت نمیتونن جای خالی خواهر و برادر رو برای بچه شون پر کنن. خلا عاطفی اینجا خودش رو نشون میده، مخصوصا وقتی بچه ها به دوران دبیرستان میرسن و نوجوانی و جوونی رو میگذرونن.

  9. من و همسرم هم ۷۰و۷۱ هستیم و یک سال و اندیه ازدواج کردیم. اتفاقا از خانواده های خلوت هم نیستیم و رابطه عاطفی خوبی هم با خانواده داریم!
    ولی این درس عبرت که گفتین در مورد خانواده ها صادقه به نظرم . اگر خدای نکرده بی فکر درس عبرت بگیرن که فقط به این فکر می کنن که دختررو شوهرش بدن بره. اگر هم منطقی درس عبرت بگیرن محدودیت های ازدواجو سعی می کنن کم کنن. دخترشونو راضی می کنن که درس و… مانع ازدواج نیست. قول حمایت می دن تو سال های اول ازدواج و گیر نمی دن به شرایط مالی خواستگار.

  10. موافقم… انگار این دهه هفتادی ها (که البته نسبت به دهه هشتادی ها بهترند) عجله دارند!!!
    خواهرزاده ی من متولد سال هفتاده که یه پسر دو ماهه داره!
    من و خواهرش که ۶۸ ی هستیم… من تازه شش ماهه ازدواج کردم و خواهرش سه ماهه نامزد.

    موافقم باهات اما دلایلش رو … ؟؟؟؟

    1. دلایلی که به ذهن من رسید، میتونه درباره یک نفر باشه، درباره یک نفر نباشه. عوامل زیاده قطعا و به یه مطالعه و تحقیقی روانشناسی – اجتماعی احتیاج داره.
      دلایلی که من نوشتم رو میشه از روی کامنتهایی که برای همین مطلب گذاشته شده فهمید، بعضی ها قبول دارن بعضی ها نه. و بعضی از دوستانی که نظر گذاشتن هم دلایل جالبی ذکر کردن. شما هم اگه دلیلی به ذهنت میاد، خوشحال میشم بنویسی برامون.

    1. این برای پست اربعینه؟
      دیگه گاهی اوقات آدم باید خودش رو جریمه معنوی بکنه 🙁
      سخت هم هست، هم نیست. یعنی به هرحال جسم سه روز پیاده راه رفتن براش سخته، ولی انقدر این سفر شیرینه و انقدر چیزهای خاص توش میبینی که واقعا سختیه رو حس نمیکنی. واقعا یه چیز عجیبیه. ان شالله بری و برگردی، خودت کاملا میفهمی چی میگم.

  11. سلام… اولا که اوایل دهه هفتاد خودشون الان ۲۲ یا ۲۳ سالشونه و اصلا هم زود نیست… دوما شما باید به دیر ازدواج کردن دهه شصتی ها ایراد بگیرین نه به زود ازدواج کردن دهه هفتادیا… ازدواج اگر آگاهانه و عاقلانه باشه هرچه زودتر بهتر.

    1. سلام علیکم
      درست می‌فرمائید.. من درکامنتهای قبلی هم گفتم که منظورم ازدواج در سن هفده تا بیست سالگیه. مثلا متولد سال هفتادی که سه یا چهار سال پیش ازدواج کرده نه الان.
      این متن ایرادی به زود ازدواج کردن دهه هفتادی ها نگرفته، نوشتم حتی که امیدوارانه است و کمی نگران کننده. نگران کننده اش بخاطر همون جمله آخریه که شما هم نوشتید. اینکه اگه این ازدواج ها آگاهانه و عاقلانه نباشه، چی میشه سرنوشتش؟
      من شخصاً یکی از موافقین ازدواج زود هستم، البته با همون قیدی که شما هم زدید “آگاهانه، عاقلانه”

  12. سلام
    حوصله نداشتم نظرات رو کامل بخونم.دیر وقته 😐
    من دهه هفتادی هستم … ۷۲
    دلایلی که گفتید دقیق نبود، البته جالب بود.اما ای کاش به همین سرعت ۲ تا دلیل مثبت هم میگفتین که یه کم انصاف رعایت بشه.مثلا اینکه :
    دهه هفتادی ها ولایت مدار تر هستن و میخوان فرمایش آقا رو زمین نمونه(افزایش جمعیت و …)
    دهه هفتادی ها دوس دارن سالم تر زندگی کنن
    دهه هفتادی ها ساده زیست هستن و از تجملات دوری میکنن واسه همین زود و راحت ازدواج میکنن
    و …
    پ.ن:اینا رو گفتم چون قصد ازدواج دارم 🙂
    اما از شوخی گذشته خیلی خیر توش هست و البته مقداری شؤ؛که باید کنترل و مدیریت بشه.
    موفق باشید
    شدم پای ثابت وبلاگتون.
    سر بزنید بهم خوشحال میشم
    یا علی

  13. سلام به قول یک بنده خدایی دهه ۵۰ ای ها ازدواج کردند و بچه هم آوردند و دهه ۷۰ ای هم عقد کردن و رفتند خانه بخت اما چه سری در این دهه شصتی هاست خدا می داندو بس!

  14. سلام من متولد هفتادوپنجم برا دو سه سال دیگه نقشه ازدواج با دختری که دوسش دارمو داشتم اما حالا که دیدم ازدواجا تا شیش ماه بیشتر دووم نمیاره واقعا ترسیدم دوتا از پسر عموام ازدواج کردن که سر شیش ماه نکشیده کارشون به طلاق کشید.
    تازه اینا خوبه من یه زوجو میشناسم که با داشتن یه بچه سه چهار ماهه میخوان از هم جدا شن دیگه نه حس مادری مونده نه پدری اصلا زهدگیو اینده بچشون براشون مهم نیست من فک میکنم اصلن دهه ما لیاقت پدر یا مادر شدنو نداره نمیدونم چرا این مشکل پیش اومده اما هنوز که کسی نیست حلش کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *