امسال بیست فیلم از فیلمهای جشنواره فجر را دیدم؛ بعد از دیدن هرکدام نکاتی که برایم قابل تامل بود را یادداشت میکردم تا نظرم را برای هرکدام از فیلمها در یک پاراگراف بنویسم و در یک پست منتشر کنم، ولی پشیمان شدم و هیچکدام را منتشر نکردم. شاید زمان اکران عمومی فیلمها در سینماها برای بعضیهایشان که ارزش دیدن داشتند، بنویسم.
میماند اینها که مواردی بودند که در اکثر فیلمهای امسال وجود داشت و برایم جای تعجب داشت و توجهم را جلب کرده بود:
- سیگار. در اکثر فیلمها یکی از بازیگران، چه مرد چه زن، نخی سیگاری دست میگرفتند و میکشیدند. حتی هنرمندیهای خاصی با دودش نمایش میگذاشتند؛ یکی دودش را دایرهوار از دهانش خارج میکرد (آرایش غلیظ) یکی به صورت عمودی و مرتب از دوسوراخ بینیاش. (همهچیز برای فروش) انقدر زیاد بود مورد سیگار کشیدن که توقع داشتم در فیلم “رستاخیز” هم سیگاری ببینم در دست عمرسعد مثلا!
- یادم است اولینباردر فیلم “بچههای ابدی” یک بازیگر سندرمدانی بازی میکرد و فیلم حول محور همین کودکان بود، در جشنواره امسال، از بین فیلمهایی که من دیدم سه فیلم فصل “فراموشی فریبا”، “انارهای نارس”، “شیفتگی” کودکان سندرمدانی را به بازی گرفته بودند. البته در نقشی فرعی که فقط دل بیننده برایش بسوزد و زیر لب بگوید”آخی”؛ در شیفتگی البته میزان آخی گفتنها بیشتر شد چون اینبار به دخترسندرمدانی تجاوز شده بود.
- زنِ حامله هم سوژه خیلی از فیلمها بود که یا مثل “تمشک” و “امروز” موضوع فیلم دربارهی حامله بودن آنها بود یا مثل “فصل فراموشی فریبا” و “دلتنگیهای عاشقانه” و “شیفتگی” و “انارهای نارس” یکی از شخصیتها حامله بود.
- یک انسان ویلچرنشین هم در خیلی از فیلمها حضور داشت. یا مثل “فصل فراموشی فریبا” تصادف کرده بود، یا مثل “مهمان داریم” جانباز بود، یا مثل “انارهای نارس” و “همه چیز برای فروش” پیر بود و یا مثل “دلتنگیهای عاشقانه” و “تمشک” مریض و سرطانی و از کارافتاده.
- فیلمهای هالیوودی و غربی را به زبان اصلی اگر دیده باشید، واژه “شت” فراوان به گوشتان خورده است، مثل نقل و نبات راه میروند و این واژه را به هم میگویند، امسال متاسفانه کلمهی وطنی و فارسی این واژه نقل و نبات فیلمها شده بود البته هنوز جادارد تا فیلمهای ما به پای هالیوود برسد! ظاهراً بهکارگیری این واژه، یکی از الگوگیریهای فیلمسازان و فیلمنامهنویسانمان از سینمای هالیوود است.
- من فیلمهای سری دو و سه سودای سیمرغ را دیدم؛ از بین اینها توصیه میکنم به دیدن “شیار۱۴۳″، “امروز”، “چندمتر مکعب عشق”، “خط ویژه”، “آرایش غلیظ”، “زندگی مشترک آقای محمودی و بانو”،
سلام
تشکر از گذاشتن این پست، به شخصه به دلیل نوع کارم وقت گذاشتن برای جشنواره تقریبا محاله و اینجور نوشته ها کارمو برای دیدن تو زمان اکران عمومی راحتتر میکنه.
باز هم تشکر
سلام علیکم
خواهش میکنم.
سلام
فاطمه جان همه فیلمهای جشنواره رو دیدی؟
من که کلا یکیشو دیدم.
اما نقد بجا و خوبی بود..
ممنون
سلام هلیا جان
همرو نه. گروه دوم و سوم بلیطاشو خریدیم و رفتیم. دو سوم فیلمها یعنی 🙂
موفق باشی عزیزم