هفته‌نوشت

یک: از آن صبح‌هایی است که بعد از صبحانه، بی‌حوصله‌ام. بین اپلیکیشن‌های تبلت میچرخم. بعد از چند هفته فیدلی را باز می‎‌کنم و وبلاگ می‌خوانم. نصف پست‌ها درباره بازی وبلاگی چطور وبلاگ‌نویس شدم است و چقدر همه‌شان جالبند. بعد از چندین وقت آنقدر غرق خواندن خاطرات و پست‌های وبلاگی می‌شوم که زمان را فراموش می‌کنم و فقط می‌خوانم و لبخند می‌زنم و دلم تنگ می‌شود برای تمام خاطرات وبلاگستان.

پ‌ن:  دو دوست من را دعوت کرده‌اند برای نوشتن در این بازی؛ می‌نویسم ان‌شالله.

دو: داشتم وادی را خانه‌تکانی می‌کردم؛ یکسری پست‌های پیش‌نویس دارم از دو سه سال پیش حتی. بعضی‌شان را تکمیل‌ کردم و منتشر می‌کنم، بعضی را حذف، بعضی هم هنوز سرنوشتی ندارند. پیوند‌‎ها را هم تکاندم! اکثر وبلاگ‌هایی که بیشتر از یک سال است بروز نشده‌اند را حذف کردم (با بغض البته) و چند وبلاگی که در فیدلی دارم و همیشه می‌خوانمشان اضافه کردم؛ کاش هنوز همه‌مان وبلاگ‌هایمان را می‌نوشتیم.

پ‌ن: تصمیم دارم چند مطلب از وبلاگ قبلی‌ام را، با تاریخ خودشان، به اینجا منتقل کنم؛ دوستانی که از فیدخوان‌ها مطالب را می‌خوانند، ببخشند. رصدگران هم حواسشان باشد 🙂 مطالب برای چندین سال قبل است.

سه: همین هفته پیش داشتم در تنظیمات وبلاگ می‌گشتم تا آیکون فرندفیدم را از وبلاگ حذف کنم، چون اکانتم پرایوت بود و عملا به درد کسی که عضو فرندفید نبود، نمی‌خورد؛ که چند روز پیش خبر بسته شدن همیشگی فرفر را شنیدم 🙁 بسته شدن گودر و باز و … هیچ‌کدام برایم اندازه فرندفید ناراحت‌کننده نبود؛ هیچ شبکه‌ای اندازه فرفر برایم دوست‌داشتنی نبود و اکثر دوستی‌های الانم و حتی کار و فعالیت‌هایم، ابتدایش از فرفر بود. خواستم اینجا یادی کنم از شبکه دوست داشتنی که خاطرات خوب و بد هفت سال ما را رقم زد و یکدفعه می‌خواهد همه نوشته‌ها، عکس‌ها و خاطراتمان را حذف کند.

همه‌ی اینها مصمم کردند م که وبلاگم را بیشتر از شبکه‌هایی که معلوم نیست یکروز باشند و یکروز نباشند، جدی بگیرم و دوست‌ش داشته باشم.

8 دیدگاه برای “هفته‌نوشت”

  1. آره، وبلاگ مانایی بیشتری داره، بیشتر می شه روش حساب کرد. مخصوصا این که تو شبکه های اجتماعی هر پستی حداکثر یه هفته عمر داره، بعدش هم توسط بقیه و هم توسط خود نویسنده فراموش می شه، ولی پست های وبلاگ بیشتر می مونن، حتی گاهی راحت می شه مرورشون کرد …

  2. ماشاءالله بد جور افتادید به خونه تکونی و کمد تکونی و وبلاگ تکونی 🙂

    من هم موافقم که وبلاگ موندنی تره و خیلی از دوستان وبلاگی با وجود شبکه‌های اجتماعی رنگارنگ دیگه به وبلاگشون سر نمیزنند و حیف که وبلاگستان اینطور مهجور مونده (البته خود من هم از دی ماه چیزی ننوشته ام ولی بیشتر بخاطر کمبود وقته تا کم لطفی به بلاگستان)

    1. من انقدر تنبلم که تمام اینهایی که گفتید در عرض دو سه ماه انجام شده 🙂 هنوزم یکی از اتاقامون تکونده نشده، کلا به تئوری آهسته و پیوسته معتقدم 🙂
      واقعا حیفه وبلاگستان، شما هم ان شالله بروز کنید و بنویسید.

      1. اتفاقا کار درست شما می‌کنید و فشار زیادی در چند روز یا یک‌ماه پایانی سال به خودتون نمیارید، تئوری‌ها هم اگه فقط تئوری باشند که فایده‌ای ندارند خوبه که عملیش می‌کنید 🙂
        در مورد مطالبی که از گذشته می‌خواین وارد کنید پیشنهادی دارم که ما فیدی‌ها هم ازشون عقب نیافتیم، البته و صد البته مختارید تو انجام یا عدم انجامش، شما میتونید بعد از بازانتشار هر مطالب قدیمی یه مطلب جدید هم (به تاریخ روز) پست کنید و لینک اون مطلب قدیمی داخلش بزارید و بعد از چند ساعتت اون مطلب جدید حذف کنید، اینطوری هم اون دسته از وبلاگ خوانها توی اون چند ساعت متوجه پست‌های باز نشر شده می‌شند و هم ما فیدخوانها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *