آشنائی های مجازی، گریز یا واقعیت

چند روز پیش دختر خاله‌ام (مشهد زندگی می‌کنند) برام پیامکی زد که در جوابش نوشتم:
فعلا که امتحاناست، تا بعد ببینم خدا چی می‌خواد.

چند ثانیه از ارسال جواب نگذشته بود که جواب داد:
امتحان چی؟ تو که درست تموم شده…. ارشد قبول شدی مگه؟

زندگی در دو شهر مختلف و کمتر ارتباط دیداری داشتن، شاید کمی مساله را توجیه کرد برام ولی با خودم فکر کردم، چقدر دارم از محیط حقیقی دور می‌شم.

وقتی یادم افتاد هفتهٔ اول قبولی‌ام چند تا از دوست‌های نتی‌ام از قبولی‌ام خبر دار شدند و درباره‌اش سوال کردند،
وقتی درباره دانشگاه و کلاس هاش در این محیط مجازی گفتم،
وقتی می‌بینم دوست‌های مجازی و آدم‌هایی که اینجا می‌شناسمشان از حالم بیشتر خبر دارند تا دوستان حقیقی‌ام؛

برای خودم متاسف می‌شم.

نمی‌خوام اینترنت و شبکه هاش را نفی کنم و بگم چیز بدی است.
بیشتر دارم خودم را نقد می‌کنم و عملکردم را.

برای دوستان نتی‌ام احترام قائلم و دوستشان دارم ولی سوالم از خودم اینه که «دوستی‌های مجازی می‌تونه جایگزین دوستی‌های حقیقی بشه؟»
(منظورم دوستی‌های صرف نتی است، نه آشنائی‌هایی که ریشه‌اش اینجاست و در محیط حقیقی ادامه پیدا می‌کنه)

زمانی، می‌س کال انداختن با موبایل سنتی شده بود بین دوستام در دانشگاه، زمان امتحان‌ها، سحرهای ماه رمضون، مسافرت‌ها خلاصه هر موقع که می‌خواستیم بگیم به یاد هم هستیم، می‌س می‌نداختیم.

دیروز صفحه موبایلم را دیدم و برام جالب بود، حتی کسانیکه برام می‌س انداخته بودند و من هم جوابشان را داده بودم، دوستان نتی‌ام بودند.

دوستی‌های نتی خیلی‌هایش هم خوب است و مفید، مشکل حال من این است که کفه ترازو را نتوانستم متعادل نگه دارم و از این بابت ناراحت هستم و البته‌گاه و بی‌گاه از جانب دوستان قدیمی‌ام مواخذه هم می‌شم

نوشتم اینجا که یادم بماند و مراقب باشم

 


شاید روزی از این ماشین مجازی خودکشی استفاده کردم 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *