پیش از این آقای ده نمکی را با اخراجیهای یک شناخته بودم. با همه ضعفهایی که در فیلم بود اما آینده روشنی را برای این مسیر، یعنی نشان دادن جلوههای طنز در ادبیات دفاع مقدس پیش بینی میکردم.
به همین جهت با همه ضعفها و انتقاداتی که در اخراجیهای یک دیده بودم حاضر به دیدن نسخه جدید آن شدم.
اما انچه در آن روز بهاری ذهن من را به خزان نزدیک کرد مفهوم و نتایج فوق العاده ضعیف و پیش پا افتادهای بود که کار را از یک نسخه فاخر هنری و واقعی به یک بدل پیش پا افتاده و لوده تبدیل میکرد.
حرفهای من از مقوله تکنیک و فنون و حقههای سینمایی و تصویری نیست که به لطف بازیگران سرشناس سینمای ایران و جمع شدن سوپراستارها فیلم در حد قابل قبولی بود. اما همه تکههای طنز انتخابی از کل دوران هشت ساله جنگ که در اخراجیهای یک تبدیل به پیامِ تا حدود پذیرفته شدهای از دفاع جانانه بسیجیان و از طرفی مظلومیت ملت ما شده بود، لودگیهای بیجا، اصرارهای بیمورد و فاصله گرفتن از ارزشهای رزمندگان و آزادگان حتی در مقوله طنز کار را رفته رفته از اصالت اولیه و مورد انتظار خارج نمود.
آنهایی که مثل خود آقای ده نمکی در جنگ حضور داشتند برخی قطعههای نمایش داده شده در این فیلم همانند تسلیم آسان رزمندگان در محاصره، اصرار بر شوخ طبعیها و لودگی جمعی از رزمندگان در سختترین شرایط و ادامه ان تا اخر اسارت و از همه متعجبتر پیدا شدن موضوع بحث هواپیما ربایی و تسلیم ساده و بدون مقاومت انان و ختم کلام با سرود حماسیای ایران که اتفاقا از محسنات فیلم به حساب میاید، چیز غریبی به نظر میآید.
این سوال همچنان در ذهن من خطاب به اقای ده نمکی مانده است که: ان گونه که ایشان هر دو فیلم را واقعیتهای جنگ دانستهاند ایا میتوان نسخه دوم را حتی با تساهل و تسامح بالا، واقعیتهایی از جنگی دانست که ما بسیار قطعههایی نورانی از صحنههای ان سراغ داریم.
کافیست سری به کتابخانه و ادبیات طنز دفاع مقدس که این سالها رشد و رونق خوبی داشته بزنیم ان وقت فاصله خود را تا انتظارات و واقعیتهای موجود درک خواهیم کرد حتی کارهایی از این قبیل که طنزپردازان صاحب نام غربی از جمله چالی چاپلین و سینمای فرانسه و انگلیس در مورد جنگ جهانی اول و دوم ساختهاند میتوانند محک و مقایسه خوبی باشد.
در مجموع اگر منظور از این فیلم زمینی کردن ارزشهای حتی شوخ طبعی و طنز جبههها و یا کشاندن اوقات فراغت ان به وادی اگر نگوییم ابتذال سطحی نگری بوده است، میتوان گفت فیلم موفق بوده است اما در شگفتم که چرا در سرتاسر فیلم برای خنداندن اکثریت انانی که جنگ را ندیدهاند این گونه به هرزگی گفتار و لودگی رفتارهایمان اصرار ورزیدهایم مگر کم است ان همه شیرین گفتاریهای رزمندگان در اخرین لحظات زندگیشان که بخشهایی از ان در فرهنگ عظیم جبهه به ثبت رسیده است
داستانهایی از اخرین لحظات اصحاب امام حسین علیه السلام همچون مسلم ابن عوسجه در تاریخ نقل شده است، اما ایا کسی پیدا میشود که با جسارت تمام ان همه عظمت حادثه عاشورا را به یکی دو تلخند و لبخند عشاق الحسین اینگونه تعبیر نماید؟
بیشتر فکر میکنم عجله و نبود وقت کافی، کارگردان محترم را از پرداختن به قطعههای نورانی از خوشیها و شوخیهای دفاع مقدس که خود نیز از ان خاطرات زیادی دارد، باز داشته است.
میاندیشم که اگر در ادامه این مسیر ما بخواهیم قسمت سوم و چهارمی هم از این کار شاهد باشیم با ادامه این مسیر به کدام وادی خواهیم رسید؟
بنده نگاه خشک و مکانیکی به موضوع هنر و حتی جنگ ندارم تا حدودی هم به ظرایف و الزامات وادی هنر آشنایم، از طرفی رعایت اولویتها و ضرورتهای جامعه پس از جنگ به نسل سوم نیز معترفم با این حال انتظار داشتم اگر بناست در پایان دهه سوم انقلاب و پایان دهه دوم جنگ یکی از همین رزمندگان فیلمی از ان دوران بسازد با احترام به همهٔ ارزشها و هنجارها دور از تعریفات و تحریفات و جدای از سطحی نگری و قشری نگری کاری تحویل دهد که با حداقلیهایی که ما ان را پذیرفتهایم برابری نماید.
بیشتر من این برادرمان را دعا میکنم تا ان شاالله در این مسیر موفق بدارد.
به فرموده امام راحل «تاریخ نگران ماست تا ببیند که چه میکنیم»
و به بیان مقام معظم رهبری «هیچ حادثهای در تاریخ ثبت نمیشود مگر انکه در قالب زبان هنر بیان شود»
اما باید توجه داشت در موضوعی چون جنگ که ما ان را دفاعی مقدس میدانیم و لحظه لحظه ان با عطر دعا و مناجات و جان فشانیهای بهترینهای عالم اکنده است، هیچگاه لحظههای زودگذر شهرت را فدای قداستها و واقعیتهای این حادثه عظیم که امام راحل بارها ان را فوق طبیعت و عادت بشری تعبیر نموده بود لکه دار نکنیم.
تاریخ نگران گفتار و اعمال ماست.
تمامی دشمنان و بدخواهان بر علیه ما قلمهایشان را به کار گرفتهاند. در این میان انان که از سر صدق بنابر تکلیفی پای در دایره عمل مینهند باید هشیار و اگاه باشند تا ناخواسته خود به استقبال ناکارامدی و ضعیف جلوه دادن فرهنگ پایداری و مقاومتی که دنیا را به تعظیم واداشته است نروند.
به قول شفق (ایه الله بهجتی)
میخورم حسرت خوش بختی گلگون کفنان
که فشاندند سر و فیض دو دنیا بردند.
بال و پر سوختگان با همه بیبال و پری
رخت خود برتر از اینجا بردند.