اللهم لبیک

ای مهربان ترین، گر چه چنین دیر آمدم ، من آمدم
بی هیچ هدیه ای با دست های خالی و چشمان پر ز اشک
تنها به شوق آن که ببخشی مرا دگر….

 

خدا جونم نمیدونم چه جوری باید ازت تشکر کنم .
نمیدونم شاید یکی از بزرگترین هدیه ای هایی بوده که تا حالا ازت گرفتم. اونم درست شب اول ماه خودت.
انقدر خوشحالم که دوست دارم روی ماهتو ببوسم.
فقط امیدوارم ایندفعه قدرش رو بدونم و دوباره از دستش ندم و همچنین بتونم جواب محبت و لطف بی حد تو رو بدم .
خدایا دوست دارم .

 

اگه شما هم میدونستید چه لذتی داره بعد چهار سال با صمیمیترین بهترین و عزیزترین دوست صحبت کردن و حرفاشو شنیدن اونم درست شب اول ماه مبارک مثل من سر از پا نمی شناختید و پست شب اول ماه رمضونو فقط درباره دوستتون می نوشتید .

خدایا کمکمون کن .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *