خونه صبحانه نخورده بودم. با خودم یه تیکه نون برده بودم مدرسه.
زنگ تفریح، رفتم سر یخچال و قوطی پنیر رو برداشتم. با نونی که داشتم، لقمه کردم و خوردم. یکذره پنیرش سفت بود و شبیه پنیر تبریزیهای کارخونهای بود. داشتم لقمهام رو میخوردم که مستخدم مدرسه اومد تو آشپزخونه. بهش گفتم “با اجازهتون من قوطی پنیر رو برداشتم و یک کم خوردم ازش.” یه نگاهی به قوطی کرد و گفت “کدوم رو برداشتی؟” گفتم “نمیدونم. تو یخچال بود و منم برداشتمش.”
اومد به قوطی و پنیرهای توش نگاه کرد و گفت: “عه این پنیر آزمایشگاه زیست بچههاست. سر کلاس زیست درست کردن و گذاشته بودن تو یخچال”
مونده بودم لقمهای که هنوز تو دهنم بود رو قورت بدم یا بریزمش دور!
نکته اخلاقی این پست هم این میشه که هیچوقت بدون اجازه چیزی برندارید! :))))