نمیدونم اینجا نوشتم یا نه؛ تیر ماه بود که بعد از تحویل دادن برگههای ترم دوم، از مدرسه خداحافظی کردم. برای مدیر بهونهی کار رسانهای جدیدی که قبول کرده بودم رو آوردم ولی دلایلم مربوط به خود مدرسه و رفتارهای کادر بود بیشتر. بگذریم.
مدرسهای که امسال مشغول شدم و به صورت مجازی ادبیات و نگارش درس میدم، مدرسهی علوی شهر نجف و مدرسهی حسینی کربلاست. مدارس ایران در دو شهر نجف و کربلا. دانشآموزام بچههای ایرانیهایی هستند که در این دو شهر زندگی میکنند و البته چند تا دانشآموز غیر ایرانی هم دارم که متولد ایران هستند و فارسی رو کامل بلدند و گمونم دبستان در مدارس ایران گذروندن.
القصه؛ ادبیات فارسی درس دادن به بچههایی که در محیط غیرفارسی زبون هستند، تجربه جالبیه. اون هم نجف و کربلا. گاهی اوقات سر کلاس به اسمهاشون نگاه میکنم و غبطه میخورم که هر کدوم از اینا به حرم علوی و حسینی چقدر نزدیک هستند و اگه بخواند، یک ساعت بعد میتونند تو حرم نشسته باشند.
دعا کنید که این وضعیت آموزش جازی زودتر تموم بشه. خیلی سختتر از اون چیزیه که فکرش رو بکنید. البته اگه کرونا تموم بشه و مدارس به حالت عادی دربیان، من کلاسهای امسالم رو از دست میدم :دی
پن: نشستم پای لپتاپ و دقیقا مثل زمان وبلاگستان، نوشتم و نوشتم. چقدر احساس سبکی میکنم.