شنبه، آخرین روز کلاسهای امسالم بود.
وقتی مدرسه تعطیل شد و بچه ها رفتن، دوباره رفتم سرکلاس؛ تخته رو پاک کردم و این شعر قیصر رو براشون نوشتم.

نمیدونم صبح یکشنبه که بچه ها رفتن سرکلاس، شعر رو خوندن یا نه.
کاش خونده باشن و حتی یک ثانیه بهش فکر کرده باشن.
کاش بدونن چقدر آینده تک تکشون، برای معلم هاشون مهمه.
کاش قدر خودشون و زندگی شون رو بدونن