فروردین پارسال، مطلبی نوشتم درباره تعداد فیلم و کتابهایی که سال قبل دیده و خوانده بودم و نوشتم سعی میکنم هر سال این آمار را ثبت کنم تا بتوانم یک ارزیابی از خودم داشته باشم.
سال نود و هفت، پنجاه و شش کتاب خواندم که به نسبت سال قبلش که سی و شش کتاب خوانده بودم، آمار بسیار خوبی است. البته بخش اعظم مطالعهام، کتابهای نوجوان بود که بخاطر کتابخانه مدرسه و طرح درسهای کلاس های نگارشم، مطالعهشان کردم.
از بین کتب بزرگسالی که خواندم، شاید فقط بتوانم بگویم از “چای نعنا” خوشم آمد و کتاب شعر “شاید به جا آوردی” و البته “دهکده خاک برسر”. از رستخیز، روزنامه پاکستان، هرس، در کوچههای پراگ، آذر بود باران میبارید، حیفا خوشم نیامد.
از بین کتب نوجوان ولی دوستداشتنیهای زیادی داشتم. مثل “خطای ستارگان بخت ما” “یعقوب را دوست داشتم” “یکی برای خانواده مورفی” “قبرستان عمودی” “بیرون ذهن من” و از بین کتب کودک نیز از “آبچال” “بچه گروفالو” و “لیلالونا” خوشم آمد.
و اما درباره فیلمها
تعداد فیلمهای سال نود و هفت دقیقا مساوی با فیلمهای سال نود و شش بود. یعنی پنجاه و دو عدد
انیمیشن کوکو را بسیار دوست داشتم. شش ابر قهرمان
از بین فیلمهای خارجی نیز لیون، خطای ستارگان بخت ما، اریوال را دوست داشتم و بین فیلمهای ایرانی “مادری” “تنگه ابوقریب” و آذر را دوستس داشتم. سریال “آیینه سیاه یا بلک میرور را هم امسال دیدیم که بسیار برایم جذاب بود.