کلاسهای انشا ما چطوری بود؟ معلم یه موضوع میداد، باید دربارهاش مینوشتیم و هفته بعد چند نفر میرفتن پاتخته و بلند انشایی که خیلی وقتا خودشون ننوشته بودن رو میخوندن. دوباره معلم موضوع میداد تا هفته بعد.
چند ساله، به کتابای درسی کتاب نگارش اضافه شده تا این درس یکمقدار کاربردیتر بشه؛ پیشرفت خوبیه ولی خیلی جای کار داره، اونقدری که منِ معلم نگارش، کتاب رو اصولاً میذارم کنار و طرح درس خودم رو میرم جلو.
از پارسال که معلمِ نگارش شدم، سعی کردم کلاسم متفاوت باشه از اونچه تو ذهنم از کلاسای انشا داشتم؛ سعی کردم در کنار موضوع دادن و تمرین نوشتن که اصلِ کار کلاس نگارشه، موضوعاتی به بچهها یاد بدم که در آینده به دردشون میخوره یا حالت آموزش و بازی باشه براشون.
هفته پیش، درباره هایکو و مینیمالنویسی براشون حرف زدم و بعد رفتیم کتابخونه مدرسه و سعی کردیم با کتابا، هایکو بسازیم 🙂
عکس هایکوها رو میتونید تو صفحه اینستام ببینید
چه کتابخونه خوبی.
سلام کتاب های کتابخانه شما خیلی عالیه. البته اکثر کتاب های شما را که در اینستا دیدم نخواندم ولی عناوینش وسوسه انگیز بود.
به قول استاد بسطامی
در دلم بود کزین پس ندهم دل به کتابی / چه کنم باز گرفتار شدم در هوسی
البته کتابی، کسی هست. (البوم افق مهر)