بیچاره حجاب که بین دعواهای سیاسی، قربانی می‌شود

چند پست قبلی، درباره‌ی حجاب و پوشش و رنگ و زیبایی آن نوشته بودم + و + که بازتاب‌ها و نظرات مختلفی داشت.
چند شب قبل، طی وب‌گردی‌ها و گودرخوانی‌هام به این لینک رسیدم.

بعضی از نکاتی که نوشته بود شاید همان ذهنیات من برای نوشتن پست‌های قبل بود، مثل:
تمیز بودن و اتو داشتن چادر
استفاده از تلق (به اصطلاح فیکساتور) برای لبه روسری
با سلیقه و متین نگه داشتن چادر ، رفتار سنگین و متین

ولی غم‌انگیز بود وقتی دیدم برای بهتر پوشیدن چادر از نگاه نویسنده‌ی آن وبلاگ چه نکاتی نوشته شده:
داشتن پوست صاف و یکدست (یا به صورت طبیعی یا با کرم پودر و پنکک ، ولی افراطی نباشه)
یه آرایش ملایم (در حد یه پنکک رنگ خود پوست، یه رژ تقریبا همرنگ لب ، یه ریمل خیلی سبک)
ناخن های مرتب و تمیز ، ترجیحا یه نیم سانتی بلند شده باشه ولی لاک با چادر زیاد جالب نیست
استفاده از یک یا نهایتا دو تا انگشتر ظریف

البته وقتی نکاتش را خواندم، با خودم گفتم کاش من هم در نوشته‌ی قبلی‌ام مصداق‌هایم را درباره‌ی “زیبا” بودن حجاب می‌نوشتم تا نوشته‌ام مورد سوبرداشت و کج‌فهمی بعضی از دوستان نشده بود و فکر نکنند “زیبا” بودن حجاب به معنای جلب‌توجه کردنِ گناه آلود و گذشتن از حد شرع و این طور مسائل است.

 هر روز که سوار مترو یا اتوبوس می شوم یا در جمع‌های زنانه حضور پیدا می‌کنم، به نظرم تعداد زنانی که پوشش اسلامی را به درستی رعایت می‌کنند، کمتر می‌شود. (پوشش اسلامی را هم که می‌دانید الزاماً چادر نیست) گرایش‌ها و محیط‌هایی که افراد در آن هستند روز به روز فرد را به کمتر و کمتر رعایت کردن پوشش اسلامی ترغیب می‌کند. محیط‌ها جای دوری نیستند، مطمئن باشید؛ همین مجالس مهمانی خانوادگی، دانشگاه، کلاس درس، تلویزیون، خیابان، جمع دوستان، کلاس تابستانه، کلاس ورزش و فلان و بهمان … می‌بینید هیچ‌کدام‌شان راه دوری نیستند؛ حتی اینترنت و سایت‌های گوناگون و ماهواره و هزار شبکه‌اش را هم نگفتم که شاید در دسترس همه و عمومی نباشد ولی دخترخاله و دختر فلان فامیل و دوست و همان‌بالایی‌هایی که نوشتم، دمِ دست‌ترین ارتباط‌های یک دختر جوان و الگوسازترین‌ها برایش هستند و بیشترین تاثیر را بر روی هم می گذارند.

هر روز هجمه‌ها برای کم‌تر کردن پوشش، بیش‌تر می‌شود، آرام‌آرام و خیلی با احتیاط و زیرکانه و می‌شود وضع فعلی دانشگاه‌ها، وضع فعلی دخترانمان در خیابان. قصد سیاه‌نمایی ندارم و دارم آنچه در خیابان و شهر دیده می‌شود را می‌نویسم و هجمه‌های فراوانی که هر روز مثل یک پیچک دور پای یک دخترِ جوانِ مسلمان را می‌گیرد و می‌پیچد و می‌پیچد و می‌پیچد تا بالاخره خفه‌اش کند. تربیت خانوادگی، نوع تفکرِ شخص، گروه دوستان‌ش و ارتباط‌هایش همه و همه در مبارزه و ندید گرفتنِ این تشویق‌ها و هجمه‌ها تاثیر دارد و کم نیستند دختران و خانم‌هایی که در این مبارزه موفق هستند ولی کمی اگر واقع‌بین باشیم و به دور و اطراف نگاه کنیم، غلبه ی آنور بیش‌تر است.

این وبلاگ راست می‌گوید داشتن یک آرایش ملایم همراه با چادر،‌ به زیباتر شدن چادر کمک می‌کند!! و چقدر زیاد شده‌اند زنانی که اینگونه تفکری دارند.
چقدر زیاد شده است دختران‌ی که موقع صحبت با نامحرم (از مغازه‌دار و راننده تاکسی بگیر تا هرکه خودت می‌خواهی) برای اینکه چادری بودن‌شان نشانه‌ی اُمُل بودنش‌ان نباشد، خنده می‌کنند و …
در نظرات همان وبلاگ، مریم نامی نوشته است: «منم محجبه ام و به نظرم ایشون حرف بدی نزده اند» و مریم نام‌ها کم نیستند اگر زیاد نباشند.

بگذریم از سیاه‌نمایی!!! بیایید فرض کنیم دختر نوجوان یا جوانی را که در خانواده‌ای معمولی بزرگ شده، معمولی یعنی نه به شدت مذهبی و نه به قول معروف ولنگ و باز، چیزی که اکثریت خانواده‌های ایرانی هستند، و می‌خواهد حجاب‌ِ شرعی‌اش را حفظ کند. جوان است و به اقتضای جوانی‌اش نشاط می‌خواهد. باید چه کند؟ چه الگویی دارد برای جوانی کردن در عینِ داشتن حجاب و آراستگی؟ به کجا می‌تواند رجوع کند برای گرفتن و دانستن سبک زندگی؟ در برابر انواع و اقسامِ تبلیغات برای از دست دادنِ عفت و حجابش.

آموزش‌هایی که در مدرسه دیده! یا مفاهیمی که یادش داده‌اند و برایش درونی کرده‌اند می‌تواند کمک‌ش کند یا فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی که حجاب را برایش معنا و تفسیر کرده‌اند!!! یا مجلات و روزنامه‌ها؟ ارگان یا سازمانی برنامه‌ای برایش داشته؟ برنامه مقصود نه یک اردو یا همایش است، برنامه‌ای طولانی مدت و ذهنیت‌بخش و مفید. به راستی کجا و کدامیک از اینها می‌توانند در برابر هجمه‌ها و تبلیغات مخرب‌ی که در برابرش هستند، به او کمک کنند؟ اگر بدکمکی نکنند!!

وسطِ این همه کمبود و بی‌برنامگی برای موضوع حجاب، یک روزنامه می‌آید و می‌نویسد و طرح دغدغه می‌کند و یک‌عده‌ی دیگر می آیند بر علیه‌اش می‌نوسند و دعواهای سیاسی‌شان شروع می‌شود و این وسط همان حجاب و پوششِ بیچاره است که باز له می‌شود و دست‌مایه‌ی بازی‌ها و دعواهای سیاسی آقایون.

لطفا کمی چشم هایتان را باز کنید، دنیای زنان فقط همین خواهر و همسر و زن و مادربزرگ شما نیست. در دعواهای سیاسیِ شما چادر از سرِ زنان ما می‌کشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *