چند ماه قبل کلیپ جدید باسم کربلایی که برای راهپیمایی اربعین خوانده بود را دانلود کردم و شد رفیق پلیرهای لپتاپ و تبلتم.
قبل از رفتن به کربلا و راهپیمایی اربعین، به کمک وبلاگ روزنوشت ترجمهاش کردم و خواستم در وبلاگ بگذارم که نشد و پست بصورت پیشنویس باقی ماند تا امروز؛ احتمال زیاد دوستانی که امسال اربعین کربلا رفتهاند، بین راه و در موکبهای مختلف این سرود را بارها شنیدهاند؛ می توانید صوتِ این سرود را از اینجا + دانلود کنید.
ما نستراح ونسرع بممشانا، خوله ورقیه وفاطمه ویانا
استراحت نمیکنیم و قدمهایمان را سریعتر میکنیم …. خوله و رقیه و فاطمه با ما هستند
یا عباس رفت الرایه، یا عباس جینه مشایه
ای عباس پرچم برافراشته شد … یا عباس با پای پیاده آمدیم
یالله یا أطفال الوفا شیلوا رایتنا ، حتى الملایک تزدحم وی مسیرتنا
بشتابید ای کودکان وفادار، پرچم ما را بردارید … تا فرشتگان در مسیر ما تجمّع کنند
خطوه رقیه بالمشی بطول خطوتنا ، لو نستراح من التعب قوموا نادتنا
قدمهای رقیه در طولقدمهائی است که ما بر میداریم، هنگامی که از خستگی استراحت کردیم برخاستند و صدایمان کردند
على الراس واحنا وفایه . . یا عباس جینه مشایه
روی چشم، ما وفاداریم …. ای عباس، با پای پیاده آمدیم
نمشی ویسامرنا الدمع والدرب حسره ، بکل موکب نشاهد أثر لدمعه الزهره
راه میرویم و اشک بر ما سرگذشت میگوید و حسرت میکشیم، در هر موکبی اشکهای حضرت زهرا را میبینیم
وی کل طفل شفنا الحسن بأول النظره ، ویقله أبنی بهالعمر وانقطع نحره
هر طفلی که حسن اولین بار به همراه ما دید، گفت که پسر من هم همین سن بود و رگ گردنش را بریدند
والإحساس دمعه وحجایه . . یا عباس جینه مشایه
احساس اشک و سردرگمی است …. ای عباس ما با پای پیاده آمدیم…
استقبلنا حیدر بالنجف ما یضیعنا ، الحد ما وصلنا لکربلا ظل یتابعنا
حیدر در نجف به استقبالمان آمد و مواظبت از ما را رها نکرد تا اینکه به کربلا رسیدیم
لمن اجه علی الأکبر بیده ودعنا ، نقرا شعارات المشی هوا یسمعنا
تا جائی که علی اکبر آمد و ما را به او سپرد، سرودهای راهپیمائی میخوانیم و او ما به ما گوش میسپرد
ولا باس نتعب اهوایه . . یا عباس جینه مشایه
مهم نیست که بسیار خسته میشویم …. ای عباس ، با پای پیاده آمدیم…
کل خطوه نمشی نستمع یا هلا بیکم ، یاللی قصدتونا مشی الله یحمیکم
هر قدم که بر میداریم صدای “خوش آمدید” میشنویم، ای کسانی که با پای پیاده قصد ما کردید، خداوند حامیتان باد
وعیون ابو فاضل شابحه اعلیکم ، جف الحمایتکم بقى وجف یحییکم
چشمان ابوفاضل بر سر شما شاهد است، دست حمایت بر شما باقی است، دستی که بر شما درود میفرستد.
یا هالناس انتوا بحمایه . . یا عباس جینه مشایه
ای مردم، شما تحت حمایتید … ای عباس، با پای پیاده آمدیم
یالرافع الرایه انتبه لا تنزلها ، زینب تباوع لک تظل ویا کافلها
ای برافرازندۀ پرچم، حواست را جمع کن و پائینش نیار …. زینب همچنان تو را نگاه می کند … ای مدافع پرچم.
وتقلک یحرسک علی یاللی شایلها ، هالرایه تجرح ناظری من اصد إلها
و به تو میگوید علی تو را حمایت می کند، ای کسی که پرچم را برافراشتی، این پرچم را که نگاه می کنم چشمانم (از اشک) مجروح می شود.
والإحساس کسره أمرایه . . یا عباس جینه مشایه
و احساس ، امرا و شاهان را میشکند … ای عباس با پای پیاده آمدیم