اعتقاد دارم جوراب رو باید زود به زود شست! زود به زود به این معنی که اگه پوشیدی و کفش پات کردی و یکساعت پات تو کفش بود، اون جوراب باید شسته بشه! حتی اگه کثیف نشده باشه! چون به هر حال تو کفش بوده؛ اگه کفش کتونی باشه که قطعا باید شسته بشه.
ولی آقای همسر چنین اعتقادی نداره و میگه جورابی که یکساعت تو کفش بوده، کثیف نشده و نباید شسته بشه! خلاصه این موضوع یکی از اختلافات بین ماست. بعدازظهرها که آقای همسر از سرکار میاد این اختلاف، به نقطه اوجش میرسه. چرا؟ چون فاصله خونه تا محل کار کمتر از نیمساعته با ماشین، محل کار هم کفشهاش رو درمیاره و دمپایی میپوشه و بنابراین معتقده جوراب تمیزی که صبح پوشیده، کثیف نشده و احتیاج به شستن نداره؛ ولی من معتقدم باید شسته بشه، چون به هرحال رفته تو کفش، اونم کتونی!
بعدازظهرها، من مثل عقاب منتظرم ببینم آقای همسر کجا جواربهاشو درمیاره تا سریع بپرم و بندازمشون تو ماشین لباسشویی! :)) البته بگذریم که گاهی از ماشین درشون میاره یا خودم تسلیم میشم و نمیشورمشون! خیلی وقتها هم پاتک میخورم البته و جورابی نمییابم! چطوری؟ اینطوری که دور از چشم من، جورابها یه جایی قایم میشن که سرنوشتشون در آخر روز به لباسشویی ختم نشه و فردا صبح هم پوشیده بشن! اینطوریه که عقیدهی من نمیتونه پیروز بشه 🙂
آقایون خوشحال نشید! توی کارهای خونه این ما زنها هستیم که پیروزیم! چرا؟ چون خیلی وقتها موقع جارو کردن خونه، به جورابهای قایم شده برمیخورم! جورابهایی که زیر مبل یا پاتختیها قایم شدن تا فردا صبح هم پوشیده بشن ولی صاحبشون، فردا صبح یادش رفته که دیروز مهمات قایم کرده و یه جوراب نو و تمیز برداشته و پوشیده و رفته سرکار؛ و سرنوشت جورابهای قایم شده هم به سرنوشت بقیه دوستاشون میپیونده! ماشین لباسشویی 🙂