۲۲ شهریور ۰۰

امروز لپ‌تاپمو روشن کردم. بعد از چندوقت؟ گمونم چهار ماه، شایدم بیشتر. حتی یادم رفته بود تصاویر کیبوردش رو عوض کردم. تا بازش کردم، گفتم عه! این این شکلی بود؟

حدود یک ماه از شبکه‌های اجتماعی هم دوری کردم. توئیتر که اصلا سر هم نمیزدم. اینستا رو گاهی باز میکردم، چهار تا استوری دوستام که اولین استوری‌ها بود رو میدیدم و تمام. حتی واتس رو هم کم چک میکردم. در حد مکالمات یا گروه‌هایی که همون‌موقع بالا بودن. حوصله اسکرول کردن و پایین رفتن نداشتم.
اسیر زندگی مجازی شدیم و اسیر رسانه

شبکه‌ها رو باز میکنی میبینی ملت هر خبر و هر اطلاعاتی رو باور میکنند و پخشش می‌کنند. از اطلاعات مذهبی تا سیاسی و اجتماعی و پزشکی و …
یعنی کافیه یه چیزی بنویسی، یه عکس هم بچسبونی تنگش و استوری کنی، یا بذاری تو گروه‌هات. بعد نگاه کنی به چرخشش. گمونم فردا نشده همون خبر الکی که نوشتی، به خودت میرسه! کافیه سیاسی و دری‌وری باشه، خیلی سریعتر حتی گمونم بچرخه! اگه انسانیت و اسلام دست و پامو نبسته بود، واقعا اینکار رو میکردم تا نتیجه چرخشش رو ببینم.

دوره‌ی بدی شده. رسانه اومده وسط زندگی مردم، بدون اینکه درست حسابی بلدش باشن.
البته خود بلدهاش هم گاهی بازیشو می‌خورن! بگذریم

لپ‌تاپ رو باز کردم دوست داشتم بنویسم. بدون دغدغه. اینکه اینجا خواننده نداره دیگه خیلی خوبه 🙂

گنجشک رنگ میکنن جای قناری میفروشن

تلگرام رو باز مبکنی،عکس از یه کانال ارسال میشه زیرش هم درباره اش توضبح داده! اینستاگرام* رو باز میکنی صفحه‌های فیک و تفریحی پره از عکس‌های مختلف و کپشن‌های مرتبط، تو صفحات نت و سایتها هم پر شده از انواع عکس و تصویر و توضیح درباره‌شون؛ ته ذهن من ثبت شده همه اینا فتوشاپ‌ه، دروغ‌ه، واقعیش این مدل و این شکل نیست!
انقدر عکس‌های مختلف دیدم که بعد چندوقت دروغ و فتوشاپ بودنشون ثابت شده که دیگه به هیچی نمیتونم اعتماد کنم! همه عکس‌ها برام تو نگاه اول دروغ و ساختگی‌ه، فتوشاپ‌ه**؛ این حالت تهوع‌آور نیست؟ اعصاب خردکن نیست؟ اینکه احساس می‌کنم تو یه دنیای پر از کلک و نیرنگ عضو هستم، هر روز چیزهایی برام ارسال میشه، حتی از طرف عزیزانم که آن رو باور کردن، که فقط میخواد فرضا سرگرمم کنه یا تعجبم رو برانگیزه، قضیه وقتی بغرنج‌تر میشه که من عکسی رو که در کانال یا گروهی دیدم و باور کردم برای عزیزانم می‌فرستم و بعد می‌فهمم الکی بوده! حالم به هم می‌خوره از هرچه کانال و گروه و پیام فورواردی‌ه!
امروز که دوباره چند تا از اینطور پیام‌ها دیدم فکر کردم تب و جو اینطور عکس و پیام‌ها یه روز میخوابه یا ادامه داره؟ حتی آمدیم و خوابید، اعتماد من و چشم راستی‌بینم برمیگرده؟

*موضوع حرف من، عکسهای غیرشخصی افراد است
** عکس‌ها و گزارشات خبرگزاریها قطعا منظور من نیست!

پ ن: حالم خوب نیست! امروز صبح یکدفعه تب کردم و افتادم. باد بهار دزد بود یا پاییز؟

حقیقت حماسه ای دیگر از حماس چه بود ؟

اگه در اینترنت تو دو- سه تا سایت اجتماعی عضو باشی و گودر هم از هر نوع سایت و وبلاگی ساب داشته باشی ،اد لیست دوستان میلت هم از هر قماشی پر باشه، اتفاقی نمیشه تو جهان افتاده باشه و خبرش را نداشته باشی.

چند وقت پیش توی چند تا سایت مطلبی خوندم با عنوان “حماسه ای دیگر از حماس” با یکسری عکس از یک مراسم
مراسم ازدواج ۴۵۰ دختر ۶ تا ۱۰ ساله با مردان ۱۶ تا ۳۶ ساله فلسطینی. 

vaadi.ir

این خبر را تو چند تا سایت دیگه هم دیدم و البته میل حاوی این مطالب هم از طرف دوستان به دستم رسید.
در طی این چند سال فعالیتم در محیط نت، انقدر اخبار رنگارنگ شنیده بودم و بعد از مدتی هم تکذیبشان، که باور کردن این مطلب برام راحت نبود.

البته بعد از چند هفته هم اصل این ماجرا روی سایت ها رفت ولی نمیدونم چرا افراد کمتری توی میل فورواردش کردند و توی وبلاگ ها درباره اش نوشتند.
دیروز که دوباره میلی درباره این خبر به دستم رسید و در فرندفید هم اکثر بچه ها از این جریان اظهار بی اطلاعی کردند، دیدم لازمه اصل خبر را توی وبلاگ بنویسم.

اصل خبر این بود که حدودای تیر ماه گذشته جنبش مقاومت اسلامى (حماس) جشن بزرگی گرفت و تعدادی از زنان بیوه که همسراشون در حمله ى بیست و دو روزه اسرائیل به غزه شهید شده بودند دوباره ازدواج کردند، ولی چون عزادار همسران قبلی شان بودند همگی لباس سیاه  تن کرده بودند.

و به همین خاطر آقا داماد ها به صورت نمادین دست این دخترکان که در واقع ساقدوش عروس خانم بوده اند را گرفتند و در مراسم حاضر شدند.7winhc31

دوستانی هم که اخبار سایت های ایرانی را به هیچ وجه موافق با حقیقت نمی دانند می تونند مطالب سایت خبرگزاری آسوشویتدپرس و هاارتص و گوگل و یاهو را بخوانند.

The 450 brides shared none of the glamour, taking seats among the audience of around 1,000 party guests

هاارتص هم دقیقا همین مطلب را نوشته : One hundred Palestinian widows whose spouses died during Operation Cast Lead remarried on one of Gaza’s beaches Saturday, in a mass ceremony organized by Hamas. All the brides wore black.

Most remarried to relatives of their dead husbands, although about 20 married outside the bereaved family.

فیلم مراسم را هم در یوتوب میتونید ببینید

برنامه عروسى  را هم “هیئت ملى امور خانواده” در چارچوب برنامه ازدواج فلسطینى ها انجام داده بود، و آقای داماد که حاضر به ازدواج با زن بیوه شده بود، غیر از دریافت هدایای دیگه ، مبلغ ۲۸۰۰ دلار امریکایى را نیز دریافت کرد.

البته اصل این ماجرا و این هدایا و کمک نقدی جای بحث داره که من اصلا نمی خوام وارد ان مقوله اش بشم.
فقط خواستم اصل این ماجرایی که چند ماهه مرتب در میل ها فوروارد میشه را دوباره بنویسم.
بگذریم که بعضی “صمم بکم” هستند .

این خبر در هاارتص، گوگل، و بالاترین که همیشه نخود هر آشی‌ه