- نشسته بود روی صندلیهای مترو و با دوستش حرف میزد، برایش پیامک آمد، وقتی خواندش بلند گفت: «گوسفند، عوضی» مخاطبش، فرستندهٔ پیام بود.
- اتوبوس در ایستگاه مقصد ایستاده بود و مسافرها سوار میشدند، یک ربعی گذشت و حرکت نکرد و اعتراض مسافران بلند شد، یکی گفت: «بیشعور است بسکه این راننده، نفهم»
- دارد رانندگی میکند. ماشینی از کنارش میپیچید. سرش را از پنجره میبرد بیرون و بلند فریاد میزند “ای د..ث، مادر به..”
- فکر کنم دبستانی هستند، شاید هشت یا نه ساله، وسط کوچه دعوایشان شده، کلماتی به هم می گویند که معنای بعضیشان را اصلا نمیدانم.
- مداح است. وسط روضه و سینهزنی شروع میکند فحش و تهمت میزند. زنازاده و حرامخوار و فاحشه میگوید.
میروم سراغ کتابهای دانشگاه. “شرح اللمعهالدمشقیه” جلد نهم باب حدود، الفصل الثالث، فی القذف و “قانون مجازات اسلامی” باب پنجم، قذف.
یکی از احکام اسلامی “حد” است. حد زنا، حد لواط، حد قذف، حد سرقت، حد قیادت، حد شرب مسکر. که هر کدام برای خود احکام و شرایط و میزانی دارد که در این بحث اصلا! نمیگنجد. اما حدی که برای حد قذف تعیین شده است، هشتاد تازیانه شلاق است. میدانید قذف یعنی چه؟
شهید اول و ثانی: فی القذف و هو الرمی بالزنی او اللواط (بقیه متنها را ترجمه فارسی مینویسم تا برای همه خوانندگان قابل فهم باشد) قذف یعنی نسبت دادن زنا یا لواط به شخصی به شرط اینکه، لفظش صریح باشد و قاذف (شخص گوینده) معنای لفظ را به هر زبانی که میگوید، بداند اگرچه مقذوف (شخصی که نسبت زنا را به او داده) معنای لفظ را نداند.
– اگر کسی به دیگری بگوید تو از زنا متولد شدی، نسبت به پدر و مادر آن شخص قذف محسوب میشود و دو حد، یعنی صد و شصت تازیانه، باید بخورد.
– الفاظ “د..ث” “کشخ..” “قرن..” اگر گوینده این کلمات قذف را اراده کرده باشد، حد بر گوینده این کلمات واجب میشود، زیرا معنا و مدلول این کلمات، افعال خاصی است.
اگر گوینده قذف را افاده نکند، به خاطر اینکه الفاظ مذکور در لغت برای قذف ساخته نشدهاند و صرفا معنای دشنام میدهند، گوینده تعزیر میشود.
– هر شخصی که به واسطه گفتن هر کلامی که مخاطب ناخشنود شود، حتی اگر در مجلس حضور نداشته باشد، تعزیر میشود. مانند اینکه به کسی بگوید “فاسق” “شرابخوار” در حالیکه ارتکاب فسق و شرابخواریاش پنهان است نه آشکار.
– همچنین اگر به شخصی بگوید:”سگ” “حقیر” “پست” “کافر” “مرتد” و هرکلمهای که موجب اذیت مخاطب شود و گوینده معنای آن را بداند و مخاطب مستحق تحقیر نباشد و آن فعل را آشکارا انجام ندهد، موجب تعزیر است.
قانون مجازات ایران، ماده ۱۳۹: قذف نسبت دادن زنا یا لواط است به شخص دیگری
ماده ۱۴۱: قذف باید روشن و بدون ابهام بوده و نسبتدهنده به معنای لفظ آگاه باشد، گرچه شنونده معنای آن را نداند.
ماده ۱۴۴: هر گاه کسی به قصد نسبت دادن زنا به شخصی مثلاً چنین گوید (زنقحبه) یا خواهرقحبه یا مادرقحبه، نسبت به کسی که زنا را به او نسبت داده است محکوم به حد قذف میشود و نسبت به مخاطب که به واسطهی این دشنام اذیت شده است تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر میشود.
ماده ۱۴۵: هر دشنامی که باعث اذیت شنونده شود و دلالت بر قذف نکند مانند این که کسی به زنش بگوید تو باکره نبودی، موجب محکومیت گوینده به شلاق تا ۷۴ ضربه میشود.
اینها را خواندم و مقایسه کردم با دنیایی که داریم در آن زندگی میکنیم؛ نه از این باب که حدود الهی در کشورمان اجرا نمیشود، از این باب که ممکن است هر روز چقدر مصادیق حد و تعزیر دارد رخ میدهد و شاید ما اصلا حکمش را ندانیم و حتی انکار و توجیهش کنیم.
من حکم و شرایط و اما و اگرهایی که در شرع و مراجع فقهی ما برایش دارند را نوشتم. مصداقگیری نکنید. اولین نوک پیکان به سمت خودم است و الفاظی که استفاده میکنم …
پ.ن۱: تعزیر یک نوع مجازات است که حد و مقدارش را شرع تعیین نکرده و در حقوق اصولا با اسم “مجازات نامعین” جایگاه دارد. ملاک اصلی تعزیر کمتر بودن آن نسبت به حد است و میزانش را حاکم شرع تعیین میکند.
پ.ن۲: کتاب “اللمعه الدمشقیه” از شهید اول و “الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه” شهید ثانی دو کتاب منبع در فقه اسلامی و قانون مجازات ایران هستند. برای مطالعه بیشتر به صفحه ویکیپدیا مراجعه کنید. + +
…. بازنشر این مطلب در دیگر سایتها: شفاف نیوز پرشینتولز پارسینه