آیا از سوره حشر عبرت گرفته ایم !!! ای صاحبان بصیرت

هو الذی اخرج الذین کفروا من اهل الکتاب من دیارهم لاول الحشر ما ظننتم ان یخرجوا و ظنوا انهم ما نعتهم حصونهم من الله فُاتاهم الله من حیث لم یحتسبوا و قذف فی قلوبهم الرعب یخربون بیوتهم بایدیهم و ایدی المومنین فاعتبوا یا اولی الابصار

اوست آنکه کافران اهل کتاب (یهودیان بنی نضیر) را برای نخستین تبعید دسته جمعی از خانه‌هایشان بیرون راند. شما گمان نمی‌کردید که به آسانی بیرون روند، و خودشان هم می‌پنداشتند که قلعه‌هایشان نگهدارشان از خشم خداست، اما خدا از آنجایی که تصورش نمی‌کردند بر آن‌ها درآمد و در دل‌هایشان وحشت انداخت. چندان که به دست خود و به دست مومنان خانه‌های خود را ویران می‌کردند.
پس عبرت بگیرید‌ای صاحبان بصیرت

این چند روز پیامک خواندن سوره حشر برای آزادی مردم غزه حداقل یکبار برای هرکسی رسیده است.
آیه دوم این سوره نوید دهنده شکست یهودیان است. از آنجایی که تصورش نمی‌کردند.
به امید تحقق یافتن این آیه قرآن

بازی تمام نخواهد شد

جهان همان که بود خواهد شد
و ما همان که باید باشیم
موسی و فرعون
یکی موسی خواهد شد
یکی فرعون
از ما و آن ها
یکی شهید خواهد شد و
یکی قابیل!
تو زنده می مانی اسماعیل !

بازی دارد به نیمه نهایی نزدیک می شود
اما بازی تمام نخواهد شد
فیفا و نازی ها
شورای امنیت و کاخ سفید در یک سو
و بچه های زخمی غزه در آن سو
بازی دارد به نیمه نهایی می رسد
یازده گرگ با لباس و با چکمه
در الخلیل دنبال یوسف زخمی می گردند
رایس توپ را می کارد درست بر نقطه پنالتی
خمپاره را می کارد درست در سه متری دروازه
دروازه رفح
دروازه قدیمی غزه
و طور سینا!
همه چیز قاطی شده ست با هم و
بازی ادامه دارد
النگوی دیوید بکام و ضجه های هدی *
لبخند مارادونا و گریه های خدا
فیگو پاس می دهد به زیدان
دکو شوت می زند به دروازه ایران
و ضربه های سر دایی
دیگر افاقه نمی کند
شیمون پرز نشسته است بر کرسی تمام مربی ها
و می چیند مهره ها را
تمام توپ ها
در غزه فرود می آیند
می خواهند تو را شهید کنند اسماعیل !


درست در بین دو نیمه فینال
بوش کارت قرمز می دهد به زمین
کارت قرمز می دهد به طور و موسی
رایس کارت قرمز می دهد به کولینا
کارت زرد می دهد به کوفی عنان
شاید البرادعی به زمین آمد!
شاید کرزای تعویض شد!
شورای امنیت دوباره در آفساید است!

اسکولاری پاس می دهد به سپ بلاتر
مارادونا به پله
پله به کلوزه
فردوسی پور از بهشت گزارش می کند و
تمام ستاره ها جمع اند
نبرد هیتلر و موسولینی
داور بوش و خط نگهدار رایس و بلر
توپ جمع کن زلمای نمرودزاد!
داور تمام ساکنان فلسطین را ییرون کرد!
داور به هدی کارت زرد داد
شیمون پرز به بوش پرتقال خونی داد
با هر شوت
وزیری از حماس دستگیر شد!

دروازه خودشان کوچک تر از توپ و
دروازه حریف ، تمام زمین
هواپیماهای جنگی
فرود می آیند بر زمین چمن
یازده گرگ ، آهویی را دنبال می کنند و تماشاگران هورا می کشند
یازده گرگ با دهان خونی
یک سرباز اسرائیلی با یازده ستاره شکسته بر شانه گم می شود و
شهری در آتش می سوزد!
ابراهیم را با چاقو می زنند و
تو را می خواهند شهید کنند اسماعیل !

بازی به نیمه نهایی رسیده است
و بسته پیشنهادی شیطان ها برای خدا
حاوی بمب است!
آقای گل با چکمه
با مسلسل سنگین
بر سکو می ایستد و
بازی تمام می شود
خدا ولی تمام نخواهد شد !
دوباره فرعون ، فرعون است وموسی موسی
تنها از ما و آن ها
یکی شهید خواهد شد و
یکی قابیل
بازی تمام می شود
و نام ها عوض خواهد شد
به جای رایس
تخم مرغ گندیده

به جای بوش
گوجه فرنگی له شده!

اما تو همچنان اسماعیل خواهی ماند!

نشسته ام کنار زمین
نه چمنی
نه دروازه ای
نه قانونی
نه داوری
و منتظرم که چه وقت خدا
به بسته های پیشنهادی
جواب خواهد داد!

* هدی : دخترک فلسطینی که چند روز پیش صهیونیست ها پدرش را جلوی چشمش در ساحل دریا شهید کردند.

شعر از: علیرضا قزوه