تکیه‌دانشگاه

رفتم دانشگاه؛ وارد سالن طبقه‌ی اول یکی از ساختمان‌ها که شدم، دیدم مثل سال‌ قبل و البته سال‌های قبلِ دانشگاه کارشناسی‌ام، تمام دیوارها مشکی است و روی آنها هم پارچه و کتیبه و …

یعنی طوری بود که دانش‌جو وقتی وارد ساختمان دانشگاه می‌شد، شاید اول فکر می‌کرد وارد یک هیأت شده است و باید برود بنشیند در گوشه‌ای و سخنرانی و چای و این‌ها.
با خودم گفتم وقتی فهم و درک بعضی‌مان آنقدر است که محیط دانشگاه را با مجلس مهمانی و عروسی اشتباه می‌گیریم، یک‌عده هم دانشگاه را با هیأت و تکیه اشتباه می‌گیرند حتماً.
افراط‌ها و تفریط‌ها

– من اصلاً مخالف سیاه‌پوش نکردن نیستم، بلکه می‌گویم باید قدر و اندازه‌ی هر چیزی را در هر مکانی بدانیم. بیش‌تر مشکلات‌مان هم همین است.
اینکه بیاییم و به خاطر محرم و عزاداری تمام دیوارهای ورودی دانشگاه را سیاه‌پوش کنیم، به نظر من، اصلا کار درستی نیست.
عزاداری را می‌توان با سیاه پوش کردن قسمتی از ساختمان یا زدن سرتاسری پرچم‌های عزا در قسمت بالای دیوارها، هم می‌توان نشان داد.

نکند، این عزاداری‌هایمان که به اسم دین و امام‌مان است بر خلاف دستوارت آنها باشد.