باید پایاننامه بنویسم؛ بهتر بگویم باید این ترم پایاننامهام را مینوشتم. همین ترمی که در حال پایان است و دانشجوها دارند امتحاناتش را میدهند، من ترم چهار بودم و باید پایاننامه مینوشتم و دفاع میکردم و اینها. یعنی الان مثلا باید سه چهار فصلش را نوشته بودم و اگر هم دفاعش میافتاد برای دی یا بهمن، خیالم راحت بود که موضوعم تصویب شده و شروع کردهام به نوشتن. ولی اینطور نیست. یعنی الانی که اینجا نشسته ام و پانزده خرداد است، هنوز موضوعم هم درست و حسابی تصویب نشده تا بعد شاید آسمان به زمین بیاید یا زمین به آسمان برود و من بنشینم و بنویسم.
برچسب: پایان نامه
اینروزها
ظاهرا این یک قاعدهی کلی ِ نانوشتهست که همهکارهای سخت، با هم به سراغت میاد.
همه هم مهم و غیرقابل حذف
خدایا کمکم کن