درباره حافظ میگند برخلاف سعدی خیلی اهل سفر نبوده و اکثرا همون شیراز بوده. یه بار اصفهان رفته که ظاهراً خیلی هم ازش خوشش نیومده و گفته «اگرچه زندهرود آب حیات است، ولی شیراز ما از اصفهان به»
حالا اینکه حافظجان با این حالش چطور درباره #رود_ارس که هزاروپونصدوبیستویک کیلومتر تا شیراز فاصله داره شعر گفته و به باد صبح میگه برو نفست رو اونجا خوشبو کن، جای سواله!
«ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس … بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس»
ولی حق گفته! ارس بشدت زیباست و زنده. فقط کاش میشد کنارش رفت و بهش دست زد. انقدر که کنار جاده تابلو زده بودن به حریم مرزی نزدیک نشید، ما ترسیدیم بریم پایین و مثل فیلمها با شلیک سربازای مرزی کشته بشیم!
یادتونه رود ارس سر کدوم معامله شاههای قاجاری شد مرز بین ایران و شوروی (ارمنستان و آذربایجان و نخجوان امروز)
آفرین! قرارداد ترکمنچای
چند تا کلیسا هم اون نزدیکیها بود.
یه جا تابلو بزرگ زده بودن به سمت #کلیسای_ننه_مریم
ما هم رفتیم، رفتیم، رفتیم. ولی کلیسایی نیافتیم، هرچی صدا زدیم «ننه، ننه مریم کجایی؟» پیداش نکردیم.
برگشتیم، برگشتیم، برگشتیم تا رسیدیم به یه پایگاه مرزی. از سربازش پرسیدیم کلیسای ننه مریم کجاست؟ گفت همینجا، پایین دره! خراب شده، داره بازسازی میشه.
ما😶
سرباز 😏
ننه مریم 😊