بیایید عیدی بدهیم!

دلم تنگ شده برای بازی‌های وبلاگ‌ی؛ برای همین دو سه سال پیش که هنوز وبلاگ‌نویسی خیلی رونق داشت،  مطالب وبلاگ‌های دوستانمان را نه از گودر و فیدخوان‌ها میخواندیم نه از شبکه‌های اجتماعی، میرفتیم خود وبلاگ و همان‌جا مطلب را میخواندیم و کامنت  میذاشتیم؛ دید و بازدید وبلاگی داشتیم، هرچندوقت یکبار یک بازی وبلاگ‌ی راه می‌افتاد و می‌نوشتیم و دوستانمان را دعوت می‌کردیم به نوشتن … روزهای خوبی بود، روزهای نه خیلی دور.

 دیروز وقتی داشتم درباره ی کتاب‌ با دخترخواهرم صحبت می‌کردم و کتاب‌های خوبی که خوانده بودیم را میگفتیم، به ذهنم رسید بازی وبلاگی راه بیندازیم و به همدیگه کتاب معرفی کنیم؛ کتاب‌های خوبی که خوانده‌ایم و از آنها لذت بردیم؛  مختصری درباره‌شان بنویسیم و معرفی‌اش را عیدی بدهیم به دوستان‌مان. معرفی کتاب خوب هم به اندازه‌ی هدیه دادن یک کتاب، با ارزش است.

عیدی های من:

  1. درخت زیبای من؛ نوشته‌ی خوزه مارودو واسکونسلوس، نشر قو. به نظرم کسانیکه هنوز کودک درونشان زنده است و به شدت فعال، از خواندن این کتاب لذت ببرند و با ززه شیطانی‌ کنند و بخندند و گریه کنند. قبلا درباره‌ی این کتاب اینجا نوشته بودم.
  2. نامیرا؛ نوشته صادق کرمیار، نشر نیستان. نامیرا رمان‌گونه است از مردم کوفه سال شصت و یک هجری و اینکه چه شد از این‌رو به آن‌رو شدند. به نظر من نامیرا ظاهرش سرگذشت کوفیانِ سال شصت و یک است ولی باطنش، سرگذشت همه‌ی آدم‌هاست در همه‌ی دوره های تاریخ؛ حتی ما در همین لحظه و در همه‌ی تصمیم‌گیری‌هایمان. یک رمانِ تاریخی. شکوفه قبلا درباره‌ی این رمان برایم نوشته بود +
  3. چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم؛ زویا پیرزاد. من شخصا با رمان‌هایی که راوی داستان یکی از شخصیت‌های داستان است و زندگی خودش را تعریف می‌کند، بیشتر همراه میشوم تا رمان‌هایی که شخص ثالث‌ی راوی‌ست، چراغ ها را … یکی از رمان‌هایی بود که مرا با خود همراه کرد حتی وقتی نمی‌خواندمش و مشغول کارهای خودم بودم، کلاریس و مادرانه‌ها و زنانه‌هایش همراه من بود. یک مادرِ مسیحی که در دهه چهل در آبادان زندگی میکند و از خودش و زندگی‌اش و بچه‌هایش می گوید، با نثرِ عالی زویا پیرزاد.
  4. سلام بر ابراهیم؛ یکی از بهترین کتاب‌هایی  که در حوزه دفاع مقدس و معرفی شهدا خوانده‌ام، زندگی خود شهید هادی طوری بود که مرا با کتاب همراه کرد و از خواندن و بیشتر دانستن از شخصیت‌ش خسته نمیشدم، مخصوصا وقتی فهمیدم عکسی که از دوران کودکی‌م روی یکی از دیوارهای نزدیک خونه‌مان می‌دیدم، عکس شهید هادی بوده و من هیچ‌وقت نمی‌شناختم‌ش، این کتاب برام ارزشمندتر شد.

قاعده‌ی بازی:

  1. من چهار کتاب به دوست‌هایم عیدی دادم، هرکس هرچقدر عیدی خواست می‌تواند مهمانمان کند. هرچه خساست کمتر، بهتر! 🙂
  2. عیدی‌ها میتواند در هر موضوعی باشد ولی عمومی و همه فهم بودن‌ش مهم‌ است. مثلا اگر شما فیلسوف هستی، عیدی‌های سنگین و بالاتر از فهم ما  برای‌مان فایده‌ای ندارد 🙂
  3. ما، هم قبل از سال جدید منتظر عیدی هستیم هم در ایام عید! از همه‌ی عیدی‌ها استقبال می‌کنیم.
  4. طبق بازی‌های وبلاگی قدیم باید دعوت کنم از دوستانم برای نوشتن و عیدی دادن و آنها هم از دوستانشان دعوت کنند. من از فاطمه سادات، سحر، سمیرا،رویا، شکوفه، محدثه، مریم، ستایش و ریحانه و فاطمه کوثر، کبری دعوت میکنم برای نوشتن و عیدی دادن!
  5. ما را بی‌عیدی نگذارید!

بعدنوشت۱: عیدی دهندگان ستایش، رویا،فاطمه سادات، فاطمه، گلابتون، سمیرا،رویش،

بعدنوشت۲: یک کاغذ و مداد گذاشتم کنارم و کتاب هایی که معرفی کردید و تا بحال نخواندم را یادداشت میکنم تا نمایشگاه کتاب بخرم! ممنون از همگی. راستی چقدر کتاب گرون شده!

34 دیدگاه برای “بیایید عیدی بدهیم!”

  1. سلام بر ابراهیم رو من هم خیلی دوست داشتم.
    اما چراغ‌‌ها را من خاموش می کنم ، اولین بار وقتی خوندم که فرداش امتحان آرایه داشتم ُ خیالم راحت بود از صبح تا شب کتاب رو تموم کردم ، نمیدونم تا به حال چند بار خوندمش ، انقدر که حسابش از دستم خارج شده ، همین باعث شد دو کتاب ِ دیگه پیرزاد رو بخرم

    1. سلام فاطمه جان
      جدا چندبار خوندیش؟ چقدرجالب. من فقط همین را خوندم، سارا عادت میکنیم را هم خونده و میگفت چراغها بهتر بود. البته سارا کلا سبک پیرزاد را خیلی دوست نداره 🙂 میگه از توصیف های زیادش حوصله اش سر میره مخصوصا توی عادت میکنیم!
      عادت میکنیم را باید بعد از این کتابی که الان دارم میخونم و برای سارا هم هست :دی بگیرم ازش و بخونم.
      راستی تو بهمون عیدی نمیدی؟ 🙂

      1. کتابهای رویا پیرزاد را همینطور نخوانید.
        در پس لذتی که از خواندشان هست، به لایه های پنهان کتاب و افکار این نویسنده و های و هوی رسانه ای که کتابها و افکارش (خاصه همین کتاب من چراغها را خاموش میکنم) به پا کرد و رابطه ای که این خانم با شهلا لاهیجی دارد و … دقت کنید.

        خواندنشان اگر با عِلم باشد خوب است. اما کلا این دست کتابها را به کسی پیشنهاد نمی کنم و خاصه تعجب میکنم که دوستان حزب اللهی بی که پیشینه این دست کتابها را بدانند و بخوانند، می خوانند و پیشنهاد می دهند

        موفق باشی بانو
        یا علی

  2. سلام
    بله چند بار خوندم ، به نظرم روایت ِ خوبی که داشت ُ باعث میشد همراه کلاریس لحظه ها رو طی کرد باعث شد چند بار بخونم ، من از همینجا سلام میکنم به سارا :دی ، در مورد عادت میکنیم باهاش موافقم هر دو مورد رو ، بعضی توضیح هاش اضافی بود به نظرم .
    امیدوارم بتونم بنویسم ، چشم 🙂
    به سارا هم خیلی سلام برسونید

  3. سلام سیده فاطمه جان
    وقتی دیدم بحث عیدی اونم از جنس کتابه، دلم نیومد که نباشم
    سمفونی مردگان
    بادبادک باز
    چه کسی باور میکند رستم
    کیمیا خاتون
    جانستان کابلستان
    و ماهنامه داستان همشهری
    از کتاباییه که از خوندنشون واقعا لذت بردم
    سال زیبایی داشته باشید

      1. سلام
        اجابت میشه :دی
        لکن ما که رسممون اینطوریه که بعد از سال تحویل عیدی بدیم :دی
        اگر وقت کردم فردا مینویسم
        وگرنه بعد از سفر حتما مینویسم 🙂

        عیدتون مبارک پیشاپیش راستی
        :*

  4. سلام مجدد
    منم تو بازی تون شرکت میکنم در اسرع وقت . خیلی موضوع و طرح خوبی بود .
    راستی بالاخره یادم موند و وبلاگت رو تو پیوندها درج کردم :دی
    خیلی التماس دعا / یا علی

  5. سلام خواهر عزیزم. سال نو مبارک. ممنونم از عیدی بی نظیرت. از کتابهایی که گفتی من فقط چراغها را من خاموش می کنم رو خونده بودم.
    کتاب “خانوم” نوشته مسعور بهنود هم خیلی خوبه. فرای دیدگاه سیاسی و جناحی و از اینجور حرفها کتاب خیلی خوبیه.اگر نخوندی بگو اومدم عید دیدنی برات بیارم.

  6. سلام
    یادم بود اتفاقا همون موقع که بعدش دیدم کامنت گذاشتید
    این هفته امتحانمو بدم تکمیل میکنم… دمای نمایشگاهم هست که چه بهتر :دی

    ببخشید بابت تاخیر 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *